با ما همراه باشید

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

ببینید | ماجرای تغییر اسم حامد بهداد چه بود؟

علیرضا استادی گفت که حامد بهداد پیش از شهرت، با نام حامد صابری شناخته می‌شد، اما خودش معتقد بود که «صابری» برای دنیای سینما مناسب نیست و به همین دلیل نام هنری «بهداد» را برگزید. منبع: انتخاب

منتشر شده

در

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

همکاری بازیگر سقوط با ابراهیم حاتمی‌کیا و داود میرباقری

«ابتسام بغلانی» بازیگر عرب در دو سریال تاریخی حضرت موسی (ع) و سلمان فارسی ایفای نقش می‌کند.

منتشر شده

در

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، ابتسام بغلانی یک سال پیش در نقش ماما در سریال «سلمان فارسی» به کارگردانی داود میرباقری مقابل دوربین رفته و به زودی هم برای سریال حضرت موسی(ع) به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا ایفای نقش خواهد کرد.

که از بازی او در سریال «سقوط» می‌توان به یکی از نقاط عطف این بازیگر در عرصه سینما و تلویزیون اشاره کرد، به تازگی برای ایفای نقش در فیلم کوتاه «تا صبح» به کارگردانی الهام هادی‌نژاد در جشنواره فیلم ایثار (تبریز) تندیس و دیپلم افتخار این رویداد را به خود اختصاص داده است. این فیلم جایزه بهترین کارگردانی و بهترین تهیه‌کنندگی را هم از آن خود کرد.

ابتسام بغلانی در سریال سلمان فارسی دستی هم بر پیشگویی دارد.

سریال سلمان فارسی دو سال دیگر فیلمبرداری دارد و قرار است از مهر سال ۱۴۰۵ هفته‌ای یک روز مخاطبان را پای تلویزیون بیاورد.

پنجشنبه‌های هر هفته سریال سلمان فارسی قرار است از تلویزیون پخش شود.

بغلانی همچنین به زودی برای ایفای نقش مشاور آسیه دایه حضرت موسی(ع) مقابل دوربین ابراهیم حاتمی‌کیا خواهد رفت.

59243

ادامه مطلب

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

حکایت شانزه‌لیزه تهران/ مامور مخصوص ناپلئون در این خیابان اقامت داشت!

بعد از بلوای مشروطه این خیابان رو به ترقی نهاد و نخستین مهمانخانه ایرانی به نام «گراند هتل» در آن ساخته شد که با چندین کنسرت عارف قزوینی و نمایشنامه‌های میرزاده عشقی همراه بود.

منتشر شده

در

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اگر تاریخ تهران یک فیلم سینمایی بود، لاله‌زار می‌توانست یکی از لوکیشن‌های اصلی‌اش باشد. از زمانی که شاهان قاجار برای استراحت در آن اتراق می‌کردند، تا وقتی دوستداران موسیقی عامیانه در این خیابان چشمان خود را می‌بستند و به آواز خوانندگان گوش می‌سپردند.

با توسعه تهران، درختان باغ لاله‌زار قطع شدند، و خانه‌ها، کافه‌ها و فروشگاه‌های مدرن در آن سربرآوردند. لاله‌زار از آن پس همچون سینمایی زنده بود که مدرنیته را به نمایش درمی‌آورد. فرشاد ابریشمی در «تهران روزگاران قدیم» تاریخچه لاله‌زار را چنین روایت کرده است:

***

در اواخر دوران سلطنت فتحعلیشاه در اوایل دوره محمدشاه لاله‌زار خارج از شهر تهران بود، چون ارگ سلطنتی منتهی‌الیه شهر بود این شاهان سواره برای گردش به باغ سرسبز و زیبای لاله‌زار می‌رفتند. مامور مخصوص ناپلئون ژنرال گاردان فرانسوی هم در این باغ اقامت داشت. سال ۱۲۲۶ محمدشاه از دنیا رفت و جسد وی به یکی از حوض‌خانه‌های باغ لاله‌زار به امانت گذاشته شد و عده‌ای از قاریان به نوبت بر جسد وی قرآن تلاوت کردند تا این‌که دو ماه بعد با حضور ناصرالدین‌شاه جسد را از حوض‌خانه درآورده و به طرف قم روانه و خاک‌سپاری در آن‌جا انجام شد.

با توسعه تهران در سال ۱۲۴۵ و دستور ساخت دوازده دروازه جدید تهران، باغ لاله‌زار داخل شهر افتاد و کم‌کم با قطع درختان و تبدیل آن باغ بی‌نظیر به دکان و منزل از اهمیت این باغ کاسته شد و چون ساخت و ساز مردم بی‌رویه بود با دخالت میرزا علی‌اصغرخان اتابک (امین‌السلطان دوم) که منزلش در این باغ قرار داشت، نظمی بدان داده شد و دو خیابان موازی و عمودی در شرق و غرب باغ به وجود آمد. بسیاری از بزرگان در این باغ سکونت داشتند که می‌توان به دکتر تولوزان پزشک فرانسوی ناصرالدین‌شاه و خانه دومونت فرت اتریشی رئیس نظمیه تهران اشاره کرد.

بعد از بلوای مشروطه این خیابان رو به ترقی نهاد و نخستین مهمانخانه ایرانی به نام «گراند هتل» در آن ساخته شد که با چندین کنسرت عارف قزوینی و نمایشنامه‌های میرزاده عشقی همراه بود.

یک خط واگن اسبی هم از میدان سپه به سمت خانه امین‌السلطان برای تسهیل در رفت و آمد کشیده شده بود.

از وقایع مهم خیابان لاله‌زار ترور صنیع‌الدوله هدایت وزیر مالیه وقت به سال ۱۲۸۹ به دست چند قفقازی تبعه روس تزاری است که ایوان قاتل خاطی تحت‌الحفظ به روسیه منتقل شد!

خیابان لاله‌زار در زمان پهلوی دوم به اوج رونق خود رسیده بود و بهترین پاساژها و مغازه‌ها و کافه‌ها و مهمان‌خانه‌ها در این خیابان ساخته شده بود. به نوعی که این خیابان شانزه‌لیزه تهران بود. خوانندگان موسیقی عامیانه ایران در همین خیابان لاله‌زار روی صحنه می‌رفتند. اولین کافه جدید به سبک اروپایی توسط مرحوم صدیق حضرت در باغ بزرگی در لاله‌زار ترتیب داده شد و دومین کافه در خانه ناظم‌السلطنه به وجود آمد.

منبع: فرشاد ابریشمی، «تهران روزگاران قدیم» تهران: خانه تاریخ و تصویر ابریشمی، چاپ نخست، ۱۳۸۹، صص ۱۶۸-۱۶۶

۲۵۹

ادامه مطلب

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

سینمای منفعل از گیشه‌اش پیداست

بر اساس گزارش‌های میدانی و اظهارنظرهای مردمی، استقبال از گیشه سینما در ایران به‌ویژه در فصل زمستان کاهش چشمگیری داشته است. در این گزارش سعی می‌کنیم به بررسی علل افت مخاطب سینما ایران بپردازیم.

منتشر شده

در

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین میزان نوشت: در هفته‌های اخیر چندین فیلم ایرانی و یکی فیلم خارجی در سینماها روی پرده رفته‌اند، اما آمارها نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از این آثار نتوانسته‌اند نظر عموم مخاطبان و منتقدان را به‌صورت گسترده جلب کنند. برخی از این آثار در گیشه فروش قابل‌توجهی ندارند و نمی‌توانند تماشاگران را به سینما بکشانند؛ مسأله‌ای که در سینماهای ایران طی ماه‌های اخیر با افت فروش قابل توجهی همراه بوده است. 

بر اساس گزارش‌های میدانی و اظهارنظرهای مردمی، استقبال از گیشه سینما در ایران به‌ویژه در فصل زمستان کاهش چشمگیری داشته است. 
آمار فروش سینمای ایران در هفته نخست دی‌ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، کاهش شدیدی را نشان می‌دهد. تعداد تماشاگران در این بازه زمانی ۳۹۶ هزار ۱۴۸ نفر بوده که در مقابل در سال ۹۲۸ هزار ۵۵۵ نفر در سال گذشته بوده است. 
همچنین درآمد گیشه سینماها ۳۰۶ میلیارد ریال در سال ۱۴۰۴ است، در حالی که این رقم در سال ۱۴۰۳ برابر با ۵۲۵ میلیارد ریال برآورد شده بود. با نگاهی حتی سر انگشتی می‌توان افت مخاطب را ثابت کرد. اما علت این بی‌توجهی عمومی به سینما چیست؟ 

مردم چه می‌گویند

در یکی از پردیس‌های سینمایی شهر تهران به میان مردم رفتیم تا از زبان آنها این‌عدم استقبال عمومی از فیلم‌ها را جویا شویم. اما پیش از هر علت دیگری شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر کشور است که نه تنها بر سینما بلکه بر هر حوزه‌ای اثر سو و منفی خواهد داشت.

هزینه‌های مترتب بر خانواده‌ها به میزانی افزایش یافته است که اولویت‌های سبد خانوار ایرانی را تغییر داده است و حتی در برخی از خانواده‌ها سینما و دیگر امور فرهنگی، دیگر الویتی نداشته و در هرم مازلو جایی ندارد.

بسیاری تأکید دارند که با گرانی و مشکلات معیشتی، سبب شده تا سینما به اولویت آخر خانوار تبدیل شود. تعداد قابل ملاحظه‌ای از مردم گفته‌اند: پول بلیت دو نفر، معادل هزینه یک هفته نان خانواده است.

مردم به تبلیغات اغراق‌آمیز و نقدهای غیرواقعی رسانه‌ها اعتماد نمی‌کنند. تصمیم‌گیری آنها بیشتر بر اساس توصیه دوستان و خانواده (تبلیغات دهان‌به‌دهان) است. بسیاری از مردم می‌گویند: تیزر فیلم از خود فیلم بهتر است. در تبلیغات چیز دیگری می‌گویند و فیلم نیز دنیای متفاوتی است.

سینما دیگر حال و هوای قدیم را ندارد، این جمله را بسیاری از طرفداران پروپاقرص سینما می‌گویند. بسیاری به خاطره‌های جمعی گذشته اشاره می‌کنند و معتقدند جذابیت اجتماعی و اخلاقی محیط سینما کاهش یافته است.

اکران همزمان با فضای مجازی دیگر علتی است که مخاطبان سینما از آن به عنوان علت سینما نرفتن یاد می‌کنند. سرپرست یک خانواده ۴ نفره می‌گوید: ۴ قطعه بلیط سینما ۴۰۰ هزار تومان است با هزینه اسنپ رفت و برگشت ۷۰۰ هزارتومان می‌شود و چنانچه در سینما یک آب میوه هم بخورید به عدد ۱ میلیون تومان خواهد رسید. این برایمان مبلغ زیادی است و ما توان تماشای همه فیلم‌‎ها را در سینما نداریم.

فرد دیگری معتقد است: وقتی می‌توان با خرید یک اکانت در خانه بدون هزینه ایاب و ذهاب دسته جمعی و به راحتی فیلم را تماشا کرد چرا باید این همه هزینه کرد و به سینما آمد.

برخی اشاره می‌کنند که گاهی فیلم‌ها به‌طور غیررسمی و همزمان با اکران، در کانال‌های ماهواره‌ای یا شبکه‌های اجتماعی قابل دسترسی هستند.

اما اصل ماجرا و نکته اساسی این است که فیلم‌ها جذابیت ندارند. این یک شکایت مشترک است از همه طیف‌های جامعه است. سینما مخطب خود را اغنا نمی‌کند. تکراری بودن سوژه‌ها، ضعف فیلمنامه و پایین بودن کیفیت ساخت اثر و موارد دیگری از این دست همه و همه بر مخاطب سینما اثر سوء گذاشته است. برخی بر این باورند که همه چیز را در خانه روی تلویزیون یا موبایل می‌بینم، چرا برای دیدن یک فیلم متوسط باید هزینه و وقت تلف کرد؟

در حال حاضر سینماهای کشور با وضعیتی مواجه‌اند که بسیاری از مخاطبان و فعالان سینمایی آن را «خالی از فیلم‌های خوب» توصیف می‌کنند؛ موضوعی که نه تنها باعث کاهش فروش گیشه‌ها شده، بلکه انتقادهایی را از کیفیت آثار اکران‌شده نیز برانگیخته است.

این وضعیت باعث شده بسیاری از سینماداران با کاهش فروش مواجه شوند و حتی گزارش‌هایی از افت درآمد سینماها نیز منتشر شود. کارشناسان امید دارند با ورود آثار متنوع و توجه بیشتر به کیفیت فیلمنامه، تولید و تبلیغات، روند فعلی تغییر کند و سینما بتواند دوباره با مخاطبان ارتباط عمیق‌تری برقرار کند. 

چرا ناوگان اکران از فیلم مخاطب پسند خالی است؟

کارشناسان سینمایی چند عامل اصلی را برای این وضعیت مطرح می‌کنند: 
فقدان تنوع ژانر و محتوای کلیشه‌ای، نخستین عامل بحران مخاطب است. کارشناسان معتقدند صنعت سینمای ایران به دلیل تکرار ساختارها، نبود ژانرهای متنوع و تمرکز بر فرم‌های شناخته شده، نتوانسته آثار جسورانه و متفاوتی ارائه دهد که تماشاگران حرفه‌ای و عام را راضی کند.

تمرکز بر فیلم‌های سبک و کمدی‌های سطحی از دیگر عوامل در افت چشمگیر فروش فیلم‌های سینمایی محسوب می‌شود. آمار فروش فیلم‌های کمدی در دوره‌های اخیر نشان داده که این ژانر به‌طور مکرر در صدر گیشه است، اما بسیاری از منتقدان معتقدند این فیلم‌ها تنها فضای سطحی و سرگرم کننده دارند و برای مخاطب جدی سینما جذابیت کافی ندارند. 

نحوه اکران و تبلیغات ناهمگون عامل سومی است که سر و صدای برخی فیلمسازان را نیز درآورده است. از جمله علی غفاری که فیلم «پیش‌مرگ» را اخیرا روی پرده داشته از کم‌توجهی به تبلیغات و نحوه توزیع مناسب آثار انتقاد کرده‌اند و گفته‌اند که مالکان فیلم باید پیگیر وضعیت اکران باشند تا اثر بهتر دیده شود. برخی نیز از تبلیغات آثارشان گله دارند. عدم پخش تیزر تلوزیونی از سوی صداوسیما و همزمان پخش تیزر آثار رقیب از رسانه ملی نیز محل گله‌مندی فیلمسازان است. 

فشارهای ساختاری و سیاست‌های فرهنگی نیز به ظن برخی از کارشناسان بر افت مخاطب تاثیری چشمگیر داشته چنانچه تحلیل‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری فرهنگی، محدودیت‌ها و نیز اتکای زیاد به چهره‌های آشنا و فرمول‌های تکراری در تولید فیلم، عرصه را بر خلاقیت تنگ کرده و باعث شده کیفیت محتوایی آثار کاهش یابد. 

اما نکته دیگر این است که مخاطب حرفه‌ای سینما به همان میزان مهم است که مخاطب عام و معمولی اهمیت دارد. شاید بی‌راه نباشد که بگوییم مخاطب حرفه‌ای سینما نوعی ابزار تشریح و تبلیغ و نقل فیلم خوب و بد است. ناوگان اکران سینمای ایران در حال حاضر برای مخاطب حرفه‌ای حرف چندانی برای گفتن ندارد و آثار جدید اغلب غافلگیرکننده نیستند و همین موضوع روی افت استقبال سینمادوستان از آثار در حال اکران تأثیر گذاشته است. 

نقش تعیین‌کننده سیاست‌گذاری‌ها

اما خالی بودن ناوگان اکران سینمای کشور از فیلم‌های باکیفیت و مخاطب‌پسند، بیش از هر چیز انگشت اتهام را به سمت “شورای صنفی نمایش” نشانه می‌رود. شورایی که چیدمان فیلم‌های در حال اکران را عهده‌دار است. پس به سراغ اصغر نعیمی، نویسنده، فیلمساز و عضو شورای صنفی نمایش رفتیم تا دیدگاه او را درباره این وضعیت جویا شویم.

نعیمی در پاسخ به این پرسش میزان که چرا سینماها از فیلم‌های خوب و اثرگذار خالی است، توضیح داد: آنچه امروز در اکران شاهدش هستیم و حتی با ریزش مخاطب هم همراه شده، محصول صرفِ امسال یا یکی دو سال اخیر نیست؛ این مسئله ریشه در سال‌ها قبل دارد. اگر بخواهیم بفهمیم مشکل ارتباط سینمای ایران با مخاطب از کجا آغاز شده، باید دست‌کم یک دهه به عقب بازگردیم و بررسی کنیم چه سیاست‌ها، مدیریت‌ها و فرایندهایی به‌تدریج موجب شد مخاطبی که با سینمای ایران آشتی کرده بود و به سالن‌ها بازمی‌گشت، این ارتباط را از دست بدهد و تعداد تماشاگران رو به کاهش بگذارد.

وی با تأکید بر اینکه نمی‌توان تمام مسئولیت این وضعیت را تنها متوجه سینماگران دانست، افزود: اگر تصور کنیم مسئله صرفاً به فیلمساز و تولیدکننده مربوط است و سایر عوامل را نادیده بگیریم، نگاه ناقصی خواهیم داشت. به‌ویژه در حوزه تولید، شکل سیاست‌گذاری‌های بلندمدت نقش تعیین‌کننده‌ای داشته؛ سیاست‌هایی که عملاً مانع شدند سینمای ایران از نظر مضمون و درون‌مایه همگام با مخاطب حرکت کند. به‌خصوص در پنج سال اخیر، سینمای ایران از حیث موضوعات و دغدغه‌هایی که مطرح می‌کند، تا حدی از جامعه عقب افتاده، در حالی که مطالبات، نیازها و خواسته‌های جامعه جلوتر رفته است. 

نعیمی ادامه داد: از سوی دیگر، افزایش بی‌رویه فیلم‌های کمدی با عوامل تکراری، به‌ویژه جلوی دوربین، باعث شده این آثار دیگر طراوت و تازگی گذشته را برای مخاطب نداشته باشند. زمانی این نوع کمدی‌ها برای جامعه جذابیت و طراوت اجتماعی داشتند، اما امروز دیگر چنین کارکردی ندارند.

عضو شورای صنفی نمایش در پایان اظهارات خود با اشاره به شرایط کلی جامعه، گفت: مجموعه عواملی در این مهم تاثیرگذارند؛ از مسائل اقتصادی گرفته تا حال‌وهوای عمومی جامعه و نتیجه‌اش کاهش اعتماد مخاطب به سینما شده است. اگر قرار است این اعتماد دوباره بازگردد، نیاز به حرکتی جمعی، هوشمندانه و مبتنی بر درک واقعی از جامعه و مطالبات آنها داریم؛ حرکتی که بتواند سینمای ایران را از نظر مضامین و نگاه، دوباره رو به جلو هدایت کند. 

بی‌اعتنایی دبیر شورای صنفی نمایش به افکار عمومی

بار دیگر به سراغ یک کارشناس و فیلمساز دیگری رفتیم. مهدی کرم‌پور دبیر شورای صنفی نمایش تلفن را پاسخ داد و گفت: نه حرف نمی‌زنم و تلفن را قطع کرد. خب پر واضح است وقتی عملکرد قابل دفاع نباشد، از سوال می‌گریزند. کرم‌پور حتی به عنوان یک هنرمند نیز وظیفه دارد به رسانه‌ها که نماینده افکار عمومی هستند، پاسخگو باشند. 

اما پیش از اینکه به سراغ هادی اسماعیلی نماینده انجمن سینماداران در شورای صنفی نمایش برویم بد نیست نگاهی به وضعیت فروش فیلم‌های پرفروش در هفته نخست دی‌ماه ۱۴۰۴ بیاندازیم: 
آقای زالو (کمدی) 
فروش: ۸۶ میلیارد ریال
کفایت مذاکرات (کمدی) 
فروش: ۸۳ میلیارد ریال
طهران ۵۷ (کمدی) 
فروش: ۳۵ میلیارد ریال
یوز (انیمیشن) 
فروش: ۳۲ میلیارد ریال

این وضعیت باعث شده بسیاری از سینماداران نیز با کاهش فروش مواجه شوند و حتی گزارش‌هایی از افت درآمد سینماها نیز منتشر شود. کارشناسان امید دارند با ورود آثار متنوع و توجه بیشتر به کیفیت فیلمنامه، تولید و تبلیغات، روند فعلی تغییر کند و سینما بتواند دوباره با مخاطبان ارتباط عمیق‌تری برقرار کند. 

لزوم تغییر رویکرد «مدیریت پروژه‌ها» به «مدیریت پروسه‌ها»

هادی اسماعیلی مدیرعامل شرکت بهمن سبز نیز نقطه نظراتی داشت که در گفت‌وگو با میزان مطرح کرد: به نظر من مشکل اساسی سینمای ایران این است که آن را به‌عنوان یک زنجیره کامل نمی‌بینیم. این مسئله نه مربوط به امروز است و نه دیروز؛ سال‌هاست که نظام تولید فیلم به‌صورت جزیره‌ای و جدا از نظام توزیع و پخش به حیات خود ادامه می‌دهد، بدون آنکه توجه جدی به اقتضائات اکران و ارتباط با مخاطب داشته باشد. در مقاطعی، جریان تولید فیلم از نظر مالی دوران پررونقی را تجربه کرده و همین مسئله باعث شده نوعی خودبسندگی و حتی تکبر شکل بگیرد؛ به‌طوری‌که اراده و توجه کافی برای برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب در آن دیده نمی‌شود. 

مدیرعامل بهمن سبز تاکید کرد: به اعتقاد من، نخستین گام برای خروج از این وضعیت آن است که مدیریت و هدایت جریان‌های سینمایی به سمتی حرکت کند که هر یک از اجزای سینما از تولید گرفته تا توزیع و اکران در نسبت با یک کل واحد دیده شوند. 

اسماعیلی در پایان گفت: روشن است که تحقق چنین رویکردی نیازمند نگاهی فراتر از اهداف کوتاه‌مدت و مقطعی است. اگر این نگاه کلان و بلند مدت شکل بگیرد، مدیریت سینمای ایران نیز به‌تدریج از «مدیریت پروژه‌ها» به «مدیریت پروسه‌ها» تغییر خواهد کرد؛ تغییری که می‌تواند زمینه‌ساز پایداری و ارتباط مؤثرتر سینما با مخاطبانش باشد.

حالا باید دید در روزهای آتی و با ورود فیلم‌های جدید به ناوگان اکران کشور، اوضاع گیشه سینما تغییری می‌کند یا در آستانه منفعل‌ترین دوره جشنواره فیلم فجر، کفگیر سینمای ایران نیز به ته دیگ خواهد خورد. 

59243


 

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها