با ما همراه باشید

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

خاکسپاری حمید طالقانی + عکس

پیکر حمید طالقانی بازیگر سینما در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

منتشر شده

در

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، مراسم خاکسپاری حمید طالقانی بازیگر سینما امروز پنج‌شنبه(۲۷ آذرماه) با حضور جمعی از هنرمندان وعلاقمندان به این هنرمند برگزار شد.

در این مراسم هنرمندانی همچون نعیمه نظام‌دوست، محسن محسنی‌نسب، فرشید نوابی، سهیل آرمیده، عباس جهانبخش، اکبر تهرانی، محمد نیک‌بین و … حضور داشتند.

خاکسپاری حمید طالقانی + عکس

حمید طالقانی در کنار مسعود ولدبیگی و کامبوزیا پرتوی در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

این هنرمند روز گذشته چهارشنبه (۲۶ آذرماه) پس از یک دوره تحمل بیماری سرطان کبد دار فانی را وداع گفت.

حمید طالقانی بازیگر ایرانی در سال ۱۳۴۴ در شهر تهران متولد شد و یکی از فیلم‌های معروفش «دبیرستان» بود.

او که با فیلم دبیرستان مطرح شد، در فیلم های چون یاس‌های وحشی، بدون اجازه، مردی شبیه باران، آخرین مرحله، هفت گذرگاه، خط آتش، سپیدیال، بیا با من، قربانی، آری چنین بود و گل‌های داوودی هنرنمایی کرد.

او همچنین در سریال‌های آشیانه‌ای برای زندگی، به او بگوئید دوستش دارم، به‌آوران زندگی و گردن‌بند به ایفای نقش پرداخت.

حمید طالقانی همچنین دو اثر «رهاتر از دریا» و «آشیانه‌ای برای زندگی» را کارگردانی کرد.

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

آقای تلویزیون؛ «تک ماده» را فراموش کن!

وقت آن است صدا و سیما در سیاست‌خود در قبال ارفاق به سلبریتی‌های به اصطلاح «بی‌طرف» در جنگ روایتها بازنگری کند.

منتشر شده

در

توسط

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کسبه و بازار چراغِ اعتراضات به نوسانات قیمت ارز را روشن کردند. همزمان تغییرات و به نوعی دلجوییِ اقتصادی هم در سطح رئیس‌جمهور و مسئولان آغاز شد. اما رفته رفته، فضایِ اعتراضات رنگ و بویی دیگر گرفت تا صحنه‌هایی در برخی  از شهرهای کشور به نمایش درآمد و دیگر این اعتراض نبود.

حالا دیگر آشوبگران در لباس معترضین با اسلحه در برخی از شهرها خصوصاً شهرهای مرزی حاضر می‌شدند و این به تعبیرِ برخی از کارشناسان که همان روزها می‌گفتند، فاز دیگری از جنگ اسرائیل با ایران به حساب می‌آمد. تا پنجشنبه شب (18 دی‌ماه) اتفاقات بسیار تلخی را ایرانی‌ها در برخی شهرهای کشور شاهد بودند.

در میانِ این اتفاقات برخی چهره‌ها سعی می‌کردند همراه و همزبانِ رسانه‌های معاند و اپوزیسیون خارج‌نشین باشند. به اصطلاحِ خودشان همچون مردم معترض به فضای اقتصادی و اجتماعی باشند اما در واقع، میدان‌دار اغتشاشات شده‌اند.

با بسیاری از هنرمندان تماس گرفتیم؛ برخی از آنها همچون داریوش ارجمند و هوشنگ توکلی از همان روزهای نخست جریان اغتشاش در کشور را صریحاً محکوم کردند و از مردم خواستند پیاده نظامِ «موساد» نشوند. در واقع همان روزها بود که این بار خیلی علنی نتانیاهو و ترامپ با رمزِ حضور افسران موساد در میانِ معترضان، حمایت خودشان را تمام و کمال اعلام کردند.

در ادامه، احمد نجفی و نفیسه روشن و برخی از هنرمندان دیگر در عرصه‌های مختلف، شاعران و اهالی فرهنگ در پیام‌هایی اعلام کردند خط اعتراض از اغتشاش جداست. البته در این میان برخی از چهره‌ها کماکان با استوری‌ها و پیام‌هایی بدون توجه به فضای آشوب‌طلبی و اغتشاش‌گری، به ادامه اعتراضات اصرار داشتند.

داریوش ارجمند: مردم به پیام جریان‌های خارجی اهمیت ندهند + فیلم

نکته قابل توجه درباره سلبریتی‌ها و برخی از چهره‌های هنری این است در بزنگاه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی در کشور، این قشر برای کشورشان و حفظ منافع مردم انجام نمی‌دهند بیشتر، به دنبال حفظِ اعتبار خودشان در میانِ اپوزیسیون و فضاهای بین‌المللی هستند. چرا که عمده سلبریتی‌ها و چهره‌های ما دو تابعیتی‌اند و در برابر جنایت آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها هیچ واکنشی ندارند.

همچنان که اکثرِ آنها هیچ واکنشی در برابر جنایت رژیم صهیونیستی در غزه و حتی جنگ 12 روزه نداشتند و حالا در این روزها هم انتظار می‌رفت آدرسِ درستی به مردم بدهند نه اینکه محرکِ آنها برای رفتن به خیابان‌ها و پیوستن به جمع اغتشاش‌گرها باشند.

در کنار مردم بودن، ‌انتشار یک استوری و پستِ انتقادی نسبت به مسئولین نیست. در کنار مردم بودن‌ زمانی است که بی‌توجه به فالوورها و طرفدارانِ خارج‌نشین، جنایات پنجشنبه شب (18 دی‌ماه) را محکوم کنیم. نه اینکه با برخی از هنرمندان تماس بگیریم و ترجیح بدهند بگویند بی‌طرف هستیم!

یا به برنامه‌های تلویزیونی دعوت شوند و ترجیح‌شان حضور در زمانی دیگر باشد. چرا؟ چون معمولاً این ترفند و شیوه‌ی چهره‌هاست. به وقتِ عافیت پیدایشان می‌شود و در بزنگاه‌ها به یک تماشاگرِ اپوزیسیون تبدیل می‌شوند. به قول خودشان، چیزی نگویند و بی‌طرف بمانند و منافع‌ اقتصادی شان در حزب باد بودن است.

واقعاً ماجرای 18 دی‌ماه و شهادت هموطنان‌مان توسط گروه‌های تروریستی، هیچ ربطی به حکومت ندارد. یا دفاع از کیان مملکت ربطی به حکومت ندارد؛ پس وطن‌دوستی و وطن‌پرستی به چه کار می‌آید؟ چه موقع باید پای مردم و وطن‌مان بمانیم. ناگفته نماند که برخی از این چهره‌ها بارها در همین گفت‌وگوهای رسانه‌ای، به این نکته اشاره کرده‌اند حلقه‌هایی هستند اجازه نمی‌دهند چهره‌ها (سلبریتی‌ها) پشت وطن‌شان باشند و باید همیشه ژست اپوزیسیون بگیرند و گرنه از کارهای خوب و درآمد خوب خبری نیست. همچنان که بارها دیده‌ایم برخی‌ها که همیشه در بزنگاه‌ها مدافع بوده‌اند و هستند، بایکوت شده و می‌شوند. 

اعتراض با ترساندن مادر و خواهر مردم فرق دارد

اما در مورد عده‌ای که نه تنهاه بی‌طرف نیستند بلکه در مواردی خودشان بنزین بر آتش آشوب طلبان می‌ریزند باید دور از دهن نداشت که هم مردم و هم تلویزیون و رسانه‌ها باید این چهره‌ها را تحریم کنند. نباید فراموش کرد چهره‌ای که به یک مراسم، رویداد و برنامه تلویزیونی دعوت می‌شود، کاری به مردم ندارد و تا ریالِ آخر دستمزد خودش را نگیرد نمی‌آید! اما درست در موقعی که باید  مسایل را تبیین کند، بی طرفی پیشه می‌کند! 

به نظر می‌رسد تلویزیون هم باید در زمان عافیت هم  در مورد این چهره‌ها «بی‌طرفی» را پیشه کند و به برنامه‌هایی که هدایایی هم رد و بدل می‌شود که بارها در موردِ آن صحبت شده که به خاطر چند دقیقه حضور در یک برنامه، آن هم با سؤالات و اتفاقات تکراری و کلیشه‌ای، حتی بعضاً شده دستمزدهای میلیاردی پرداخت‌ می‌شود؛ رسانه سراغ افرادی برود که در جنگ روایتها خاموش نباشند.

در مجموع هر چند برخی چهره‌ها در فتنه‌های سابق بر این صرفا نظاره‌گر بودند و موبایل‌هایشان از دسترس خارج می‌شد و زمانی که آب‌ها از آسیاب می‌افتاد از پستوهای خود خارج می‌شدند و سراغی از تهیه کننده‌ها و مدیر شبکه‌ها را می‌گرفتند تا بلکه برای برنامه‌های مناسبتی دوباره روی آنتن ملی کشور بروند و سیاستگذاران صدا و سیما هم سعی می‌کردند با رافت و با تبصره «تک ماده» شتر دیدی؛ ندیدی پیشه کنند، اما در این جنگِ شناختی که این بار آشکارتر از هر فتنه دیگر دشمنان ایران سعی کردند خود را کاملا پشت آشوب طلبان عیان کنند، باید توجه داشت برخی چهره‌ها کاملاً «رفوزه» شدند و این مردودی صرفا با تک ماده تبدیل به قبولی نمی‌شود.

انتهای پیام/

 

ادامه مطلب

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

این فقط گلایه جهانبخش سلطانی نیست

گلایه جهانبخش سلطانی از بیکاری، بار دیگر زخم کهنه خانه‌نشینی پیشکسوتان سینما و تلویزیون را تازه کرد.

منتشر شده

در

توسط

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، چند روز پیش با جهانبخش سلطانی تماس گرفتم تا جویای احوالش شوم و بپرسم چرا این روزها کمتر او را روی پرده و قاب تلویزیون می‌بینیم. پاسخ، همان بود که بارها و بارها از زبان پیشکسوتان شنیده‌ایم. با همان لهجه شیرین و لحن صمیمی همیشگی گفت: «خب، کاری ندارم. پیشنهادی ندادند، ما هم در خانه نشستیم.»

پرسیدم مشکل از فیلمنامه‌هاست یا اساساً تمایلی به همکاری وجود نداشته؟ مکثی کرد، آهی کشید و آرام گفت: «پیشنهادی ندادند. بالاخره هنر همین است دیگر. ما هم طلبکار کسی نیستیم.» جمله‌هایی ساده، بی‌ادعا و در عین حال تلخ؛ جمله‌هایی که انگار به امضای نانوشته سرنوشت بسیاری از بازیگران باسابقه بدل شده است.

این روایت، تازه و منحصر به جهانبخش سلطانی نیست. پیش از او محمد فیلی در مقطعی، جهانگیر الماسی در زمانی دیگر، و صدرالدین حجازی در روزهای بیماری از همین بی‌توجهی‌ها گفتند. رضا رویگری، با تمام سابقه و محبوبیتش، در دوران سالمندی از بی‌خبری‌ها و نبود کار گلایه کرد و سعید پیردوست نیز نمونه‌ای روشن از همین چرخه فراموشی است. روایت‌ها متفاوت‌اند، اما درد مشترک است؛ خانه‌نشینی، دغدغه معیشت و حس کنار گذاشته شدن.

مخاطبان سال‌هاست که این تناقض عجیب را می‌بینند و می‌شنوند؛ از یک‌سو خبر بیکاری و مشکلات مالی برخی بازیگران پیشکسوت و از سوی دیگر، دستمزدهای نجومی و گاه عجیب‌وغریب در شبکه نمایش خانگی. پارادوکسی که نه فقط سؤال‌برانگیز، بلکه نگران‌کننده است. این شکاف چگونه باید ترمیم شود؟ آیا قرار است پیشکسوتان، تنها زمانی دیده شوند که دیگر در میان ما نیستند؟

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده مسئولان نهادها، تشکل‌ها و صنوف هنری، به‌جای صدور پیام‌های تسلیت و در دست گرفتن دسته‌گل برای مزار هنرمندان، در زمان حیات‌شان به میدان بیایند و چاره‌ای بیندیشند؛ چاره‌ای برای شأن، معیشت و حضور فعال بازیگرانی که ستون‌های خاطره‌سازی این هنر بوده‌اند.

رازهای پشت‌پرده انتخاب نقش‌ها و واکنش کارگردان «الگوریتم» به خشونت سریال‌ها

جهانبخش سلطانی را مگر می‌شود فراموش کرد؟ بازیگری که در تلویزیون با سریال‌های ماندگارش در ذهن مخاطب جا خوش کرده و در سینما نیز نقش‌آفرینی‌های قابل توجهی در کارنامه دارد. با این حال، نبود او و بسیاری دیگر از هم‌نسلانش، بیش از پیش احساس می‌شود؛ آن هم در روزگاری که میدان بیشتر در اختیار بازیگران اسپانسرمحور و چهره‌های تازه‌واردی است که به تعبیر برخی کارگردانان قدیمی، حتی حفظ دیالوگ یا بازی در برداشت‌های کم برایشان چالش‌برانگیز است.

جهانبخش سلطانی و امثال او، بازیگران خاطره‌انگیز تلویزیون و سینمای ایران‌اند؛ سرمایه‌هایی که نباید تنها با حسرتِ نبودشان از آن‌ها یاد کرد. شایسته نیست حاصل یک عمر هنر و تجربه، به خانه‌نشینی و سکوت ختم شود. این قصه تکراری، اگر شنیده نشود، هر بار تلخ‌تر از قبل تکرار خواهد شد.

انتهای پیام/

 

ادامه مطلب

سینمای ایران و جهان (فیلم و سریال، انیمیشن و انیمه، تئاتر، رادیو و تلویزیون، بازیگران و سلبریتی‌ها)

اعتراض با ترساندن مادر و خواهر مردم فرق دارد

نفیسه روشن با انتقاد از گرانی می‌گوید اعتراض حق مردم است، اما تخریب و ناامنی مطالبه را به حاشیه می‌برد.

منتشر شده

در

توسط

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اعتراضات مردمی که در پی تداوم فشارهای اقتصادی، افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها و کاهش محسوس قدرت خرید اقشار مختلف جامعه شکل گرفته، امروز به بازتابی از نارضایتی‌های انباشته‌شده معیشتی و مدیریتی بدل شده است؛ نارضایتی‌هایی که اگرچه ریشه در مطالبات واقعی مردم دارد، اما در بزنگاه‌هایی با تلاش جریان‌های معاند، اپوزیسیون خارج‌نشین، عناصر تجزیه‌طلب و رسانه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی و سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا، از مسیر اصلی خود منحرف شده و به سمت التهاب‌آفرینی، آشوب و ناامنی سوق داده می‌شود.

در چنین فضایی، تفکیک میان «اعتراض مدنی و مسئولانه» با «تخریب و اغتشاش» بیش از هر زمان دیگری اهمیت بسزایی دارد. نفیسه روشن، بازیگر سینما و تلویزیون، در گفت‌وگویی صریح، بی‌پرده و توأم با نگرانی، ضمن روایت تجربه شخصی خود از بیکاری طولانی‌مدت، فشارهای معیشتی و احساس ناامنی، بر این مرزبندی تأکید می‌کند؛ مرزی که به گفته او، هم حق مردم برای مطالبه‌گری را به رسمیت می‌شناسد و هم مانع از نابودی سرمایه‌های اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه می‌شود.

نفیسه روشن با مثالی ساده، نگاهش به اعتراض را این‌گونه توضیح می‌دهد: فرض کنید در یک خانواده، بچه‌ها از بابا ناراضی‌اند. آیا راه اعتراض این است که شیشه‌ها را بشکنند و تلویزیون را خرد کنند؟ یا باید بنشینند حرف بزنند؟ اعتراض حق است، اما تخریب، اعتراض نیست؛ آشوب است.

 

.

 

داریوش ارجمند: مردم به پیام جریان‌های خارجی اهمیت ندهند + فیلم

او ادامه می‌دهد: این‌که بانک آتش بزنند، ماشین مردم را چپ کنند یا سرمایه یک آدم را نابود کنند، اسمش اعتراض نیست. این می‌شود ناامنی و آشوب. اما اعتراض؟ بله. من خودم الان یکی از معترض‌ترین آدم‌های این کشورم.

این بازیگر سینما و تلویزیون، از بیکاری طولانی‌مدت خود می‌گوید: من به‌عنوان یک بازیگر، نزدیک به دو سال است بیکارم. با این قیمت گوشت و مرغ، خیلی راحت می‌آیند می‌گویند افزایش قیمت داریم. منِ بی‌درآمد چطور باید کنار بیایم؟ باید دغدغه‌ام این باشد که آخر سال صاحبخانه بیرونم نکند یا بتوانم گوشت و مرغ بخرم.

به گفته او، گرانی فقط فشار اقتصادی نیست، بلکه تبعات اجتماعی دارد: این گرانی برای همه سوءتغذیه و فشار عصبی می‌آورد. امنیت اجتماعی را از بین می‌برد.شیشه ماشین می‌شکنند، ناامنی ایجاد می‌شود. چرا؟ چون اصلاحات انجام نشده. مدیری که پاسخگو نیست، چرا باید سر کار بماند؟

روشن با انتقاد از مدیریت فرهنگی تأکید کرد: چرا در سینما و تلویزیون فقط 10 نفر مدام از این پروژه به آن پروژه می‌روند؟ بقیه چه کار کنند؟ اگر ما آبرو‌داری می‌کنیم و اعتراض نمی‌کنیم، دلیل بر رضایت نیست. هنرمند فقط هنرمند نیست؛ آبروی جامعه است. پس چرا آبرویش را نمی‌خریم؟

او با اشاره به دشمنی اینترنشنال و منوتو، افزود: می‌ترسم حرف بزنم، می‌ترسم اعتراض کنم، چون می‌شوم سوژه اینترنشنال و منوتو. من دلم نمی‌خواهد بگویم، چون آن‌ها دشمن ما هستند و به آنها ربطی ندارد. اما وقتی می‌بینی صدایت در کشور خودت شنیده نمی‌شود، مجبوری حرف بزنی، مجبوری دنبال راه‌حل بگردی.

این بازیگر با 20 سال سابقه کاری، شرایط معیشتی خود را چنین توصیف می‌کند: کسی که 16، 17 ماه بیکار است، با رزومه 20 ساله، باید بترسد داروی پدر و مادرش را بخرد؟ چرا باید بروم داروخانه حساب کنم ببینم پول در کارتم هست یا نه؟ این‌ها را خجالت می‌کشم به مردم بگویم. 

روشن وضعیت اقشار ضعیف را نگران‌کننده‌تر می‌داند: وای به حال کارگر. چند بار شده دیده‌ام کسی در سوپرمارکت نمی‌تواند خرید کند، یا برای یک میلیون دارو این پا و آن پا می‌کند. با همه مشکلات خودم، کمک می‌کنم؛ اما چند بار می‌شود؟

در پایان، نفیسه روشن با تأکید بر مرز اعتراض و آشوب می‌گوید: این آشوب‌ها تروما ایجاد می‌کند. وقتی به سرمایه ملی ضربه می‌زنید، کار یک عده مختل می‌شود. اعتراض با ترساندن مادر و خواهر مردم فرق دارد. معترض می‌تواند با شخصیت راهپیمایی کند؛ همان‌طور که در روز قدس می‌بینیم. چه ایرادی دارد؟

انتهای پیام/

 

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها