به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، اول مهر با همان نشانههای آشنا از راه رسید؛ کیفهایی که دوباره از کمدها بیرون آمدند، حیاطهایی که پس از تعطیلات تابستان پر شدند و دانشآموزانی که بعد از چند ماه، دوستان و همکلاسیهایشان را دوباره دیدند. زنگ مدارس در سراسر کشور به صدا درآمد و یک سال تحصیلی دیگر آغاز شد؛ اما اول مهر امسال، برای همه مدارس و همه خانوادهها شبیه سالهای گذشته نبود.

در میناب، جای دانشآموزان مدرسه «شجره طیبه» برای همیشه خالی مانده است؛ کودکانی که قرار بود امروز مانند میلیونها دانشآموز دیگر، کیف بر دوش وارد مدرسه شوند، کنار دوستانشان بنشینند و نخستین صفحه دفترهای سال تحصیلی جدید را باز کنند.
اما نهم اسفند ۱۴۰۴ مسیر زندگی آنها را تغییر داد. دانشآموزانی که در حمله وحشیانه آمریکا جان باختند، دیگر به کلاس بازنگشتند. حالا با آغاز سال تحصیلی، خاطره «دانشآموز کیف صورتی»، ماکان جاویدالاثر و دیگر دانشآموزان مدرسه شجره طیبه، بار دیگر با تصویر مدرسه و کلاس درس پیوند خورده است.
اول مهر آمده است؛ کلاسها پر شدهاند و حضور و غیابها دوباره آغاز شدهاند؛ اما در میناب نامهایی هست که امسال پاسخی از نیمکتهای کلاس نمیگیرند. جای بچههای شجره طیبه خالی است؛ کودکانی که اگرچه امروز پشت نیمکتهای مدرسه نیستند، نام و خاطرهشان با آغاز این سال تحصیلی همراه شده است.

صدها کیلومتر دورتر، در منطقه ۱۲ تهران، مدرسهای دیگر صبح اول مهر را آغاز میکند؛ مدرسهای که خود نیز نشانههایی از روزهای جنگ را پشت سر گذاشته و پس از بازسازی، دوباره درهایش را به روی دانشآموزان باز کرده است.
زنگی که در یک مدرسه بازسازیشده به صدا درآمد
مدرسه دخترانه شهدای هشتم شهریور منطقه ۱۲ تهران، صبح اول مهر میزبان فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی بود. مدرسهای دولتی در مقطع متوسطه اول که امسال ۲۳۰ دانشآموز در هفت کلاس و سه پایه هفتم، هشتم و نهم را پذیرفته است.

این مدرسه در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و بر اثر حمله هوایی به سالن ورزشی شهید پناهی در کوچه مجاور آسیب دیده بود. با انجام عملیات بازسازی و آمادهسازی، کلاسها برای شروع سال تحصیلی مهیا شدند و صبح چهارشنبه، دانشآموزان بار دیگر در حیاط مدرسه کنار یکدیگر ایستادند.
این مدرسه تنها فضای آموزشی آسیبدیده منطقه نبود. در جریان جنگ، ۱۵ مدرسه در منطقه ۱۲ تهران دچار خسارت شدند؛ مدارسی که با اقدامات انجامشده برای آغاز سال تحصیلی دوباره به چرخه آموزش بازگشتند. در میان آنها، مدرسه شهید محلاتی بیشترین خسارت را متحمل شده بود و مدرسه شهدای هشتم شهریور نیز از مدارسی بود که آسیب قابل توجهی دیده بود.
اما این بار به جای صدای عملیات بازسازی، صدای دانشآموزان در مدرسه شنیده میشد.

مراسم با حضور دانشآموزان و مسئولان آموزش و پرورش آغاز شد. گروهی از دانشآموزان سرود اجرا کردند و در ادامه، زنگ آغاز سال تحصیلی به دست وزیر راه و شهرسازی نواخته شد؛ زنگی که برای ۲۳۰ دانشآموز این مدرسه، آغاز دوباره کلاس و درس بود.

یک لوح برای نورالسادات
در میان برنامههای رسمی صبح اول مهر، لحظهای نیز به یکی از دانشآموزان اختصاص پیدا کرد. نورالسادات هوایی، دانشآموز پایه هفتم و فرزند شهید جنگ تحمیلی سوم، برای تجلیل فراخوانده شد و وزیر راه و شهرسازی با اهدای لوح سپاس از او قدردانی کرد.
از چهار دانشآموز برگزیده مدرسه نیز در این مراسم قدردانی شد و دانشآموزان و معلمان مدرسه شهدای هشتم شهریور نیز از تلاشها و خدمات وزیر راه و شهرسازی در روزهای جنگ قدردانی کردند.

اما بخش دیگری از برنامه، بیرون از چارچوب معمول مراسم آغاز سال تحصیلی شکل گرفت؛ زمانی که صادق از حیاط مدرسه وارد یکی از کلاسها شد و به جای سخنرانی برای دانشآموزان، گفتوگو با آنها را آغاز کرد.
موضوع گفتوگو به شهر رسید؛ به محله و محیطی که دانشآموزان هر روز در آن زندگی میکنند. وزیر راه و شهرسازی از آنها درباره شهر و محیط زندگی شهری پرسید.

در همین کلاس، «پرسش مهر» نیز مطرح شد؛ پرسشی که قرار است پاسخ آن نه از مدیران و کارشناسان، بلکه این بار از دانشآموزان گرفته شود. صادق از آنها خواست دیدگاهها و پیشنهادهای خود را برای وزارت راه و شهرسازی ارسال کنند.
خلاق باشید، بپرسید و از اشتباه نترسید
اما صحبت وزیر با دانشآموزان در همان کلاس و درباره شهر متوقف نماند. صادق از خاطره مدرسه و حس بازگشت به روزهای تحصیل گفت و خطاب به دانشآموزان توضیح داد که با رسیدن اول مهر، کسانی که سالهای مدرسه را پشت سر گذاشتهاند، دوباره دلتنگ آن روزها میشوند.

وزیر راه و شهرسازی آغاز سال تحصیلی در مدرسه شهدای هشتم شهریور را متفاوت دانست؛ مدرسهای که آسیب دیده بود، اما با تلاش مجموعه آموزش و پرورش بازسازی شد تا دانشآموزان بتوانند اول مهر دوباره به کلاسهای خود بازگردند.
صادق خطاب به دانشآموزان گفت: ممکن است دیوار یک مدرسه آسیب ببیند یا حتی مدرسهای به طور کامل تخریب شود، اما نمیتوان شادی دانشآموزان در حیاط مدرسه و امید آنان به آینده را از بین برد.

صحبتها کمکم از اتفاقات گذشته به آینده دانشآموزان رسید
وزیر راه و شهرسازی به دختران حاضر در مدرسه گفت که آینده این سرزمین متعلق به آنهاست و جایگاههایی که امروز در اختیار نسل کنونی قرار دارد، در سالهای آینده باید به نسل آنها سپرده شود؛ بنابراین باید خود را برای مسئولیتهای آینده آماده کنند.
توصیه او بیش از هر چیز بر پرسیدن و آموختن متمرکز بود؛ اینکه «خلاق باشید، بپرسید و از اشتباه نترسید.»
صادق از دانشآموزان خواست خطا را بخشی از مسیر تجربه بدانند، بیشتر بخوانند و بیاموزند و از زیاد شدن پرسشهایشان نگران نباشند. به گفته او، هرچه آموختن بیشتر شود، سؤالهای تازهتری نیز شکل میگیرد و دانشآموزان نباید از طرح پرسش و بیان مطالبههای خود هراس داشته باشند.

وقتی صحبت از دختران به روزهای جنگ رسید
حضور وزیر زن کابینه دولت چهاردهم در یک مدرسه دخترانه، بخش دیگری از صحبتها را به نقش زنان در روزهای جنگ کشاند.
صادق برای دانشآموزان از بخشهایی از فعالیت وزارت راه و شهرسازی در آن روزها گفت؛ زمانی که آسمان کشور با محدودیت مواجه بود، برخی پلها، جادهها و تونلها آسیب دیده بودند و همزمان باید انتقال کالا از بنادر جنوبی کشور به نقاط مختلف ادامه پیدا میکرد.
او برای دختران مدرسه از زنان حاضر در همین چرخه گفت؛ از خلبان زنی که در پروازهای مرتبط با تأمین دارو حضور داشت تا بانوان راننده کامیون و کشنده که برای انتقال بار به بنادر چابهار، امام خمینی(ره) و شهید رجایی رفتند و محمولهها را به نقاط مختلف کشور رساندند.
صحبت به مهندسان زن نیز رسید؛ زنانی که به گفته وزیر راه و شهرسازی، در طراحی و بازسازی پلها و جادههای آسیبدیده حضور داشتند و در کنار دیگر نیروهای اجرایی برای بازگشت زیرساختها به مدار فعالیت کردند.
این مثالها مقدمهای بود برای حرفی که وزیر راه و شهرسازی مستقیماً با دختران مدرسه در میان گذاشت؛ اینکه مسیر حضور زنان متخصص در مسئولیتهای مختلف کشور باز است و ممکن است در میان همین دانشآموزان، کسانی باشند که در آینده مسئولیت وزارتخانهها و دیگر جایگاههای مدیریتی را برعهده بگیرند.

از یک فرزند شهید تا دانشآموزان امروز
صحبتهای وزیر در بخش دیگری شخصیتر شد. صادق به دانشآموزان گفت که در این جمع، هم به عنوان یک مادر حضور دارد، هم عضوی از هیأت دولت و هم فرزند شهید.
او از نگرانی خانوادهها در نخستین روزهای مدرسه گفت؛ از همان نگرانی آشنایی که با رفتن فرزند به مدرسه آغاز میشود و تا بازگشت او به خانه ادامه دارد. سپس به تجربه کودکی خودش در سالهای دفاع مقدس اشاره کرد؛ سالهایی که برای بسیاری از دانشآموزان امروز، با روایتهای مادران و مادربزرگهایشان شناخته شده بود.
صادق گفت: نسل امروز نیز تجربهای از جنگ پیدا کرده است و روزی آنچه را دیده و پشت سر گذاشته، برای نسلهای بعد روایت خواهد کرد.

در مدرسهای که نام «شهدای هشتم شهریور» را بر خود دارد، این بخش از سخنان با تجلیل از یک فرزند شهید در همان صبح پیوند میخورد؛ از نسلی که خاطره جنگ را با خود دارد تا نسلی که اکنون پشت نیمکتهای کلاس نشسته است.
جای خالی میناب در صبح اول مهر
در پایان، صحبت دوباره به همان جایی رسید که اول مهر امسال را با سالهای دیگر متفاوت کرده است؛ دانشآموزان و معلمانی که دیگر در مدرسه حضور ندارند.
وزیر راه و شهرسازی از دانشآموزان و معلمان جانباخته میناب یاد کرد و از دختران مدرسه شهدای هشتم شهریور خواست به جای آنان نیز شاد باشند، امید داشته باشند و برای سربلندی کشور تلاش کنند.
صبح مدرسه با زنگ آغاز سال تحصیلی شروع شده بود و با گفتوگوی وزیر و دانشآموزان ادامه یافت؛ از شهر و «پرسش مهر» تا آینده، مسئولیت، پرسیدن و آموختن.
اما میان تمام صداهای اول مهر، یک سکوت هم باقی ماند؛ سکوت نیمکتهایی در میناب که صاحبانشان امسال به مدرسه بازنگشتند.
در تهران، ۲۳۰ دانشآموز مدرسهای که در جنگ آسیب دیده بود؛ دوباره وارد کلاس شدند؛ اما در میناب جای دانشآموزانی خالی ماند که فرصت بازگشت پیدا نکردند.
اول مهر امسال، این دو تصویر را کنار یکدیگر قرار داد؛ مدرسهای که بازسازی شد و دوباره صدای دانشآموزان را شنید و مدرسهای که نام دانشآموزانش برای همیشه در خاطره یک سال تحصیلی باقی مانده است.
زنگها به صدا درآمدند، کلاسها آغاز شدند و دفترهای تازه باز شدند؛ اما نام بچههای شجره طیبه نیز در نخستین روز مدرسه فراموش نشد. آنها پشت نیمکتهایشان حاضر نبودند، اما یادشان در اول مهر حاضر بود.

جدیدترین اخبار پربحث