با ما همراه باشید

صنعت، تجارت و خدمات (بازاریابی و کارآفرینی)

فیلترینگ چگونه عامل ناامنی دیجیتال می‌شود؟ / اگر نگران جاسوسی از طریق فیلترشکن‌ها هستند، فیلترینگ را بازنگری کنند

در حالی‌ که مسئولان نسبت به تهدیدات ابزارهای فیلترشکن هشدار می‌دهند، بسیاری از کارشناسان فناوری معتقدند که سیاست فیلترینگ گسترده کاربران را ناخواسته به سمت نصب این ابزارها برای دور زدن محدودیت کشانده است.

منتشر شده

در

تینا مزدکی_در سال‌های اخیر و به‌ویژه با گسترش فیلترینگ سراسری، بسیاری از کاربران ایرانی برای دسترسی به پلتفرم‌ها، سرویس‌ها و منابع آنلاین ناچار به استفاده از ابزارهایی همچون فیلترشکن برای دور زدن محدودیت شده‌اند؛ ابزارهایی که بعضاً از منابع ناشناس نصب می‌شوند و می‌توانند ریسک‌های جدی امنیتی به‌همراه داشته باشند. این در حالی‌ست که برخی مسئولان، فیلترشکن‌ها را متهم به آلوده‌سازی شبکه می‌کنند، بسیاری از متخصصان معتقدند که خود سیاست فیلترینگ، علت اصلی گسترش این ناامنی‌هاست. برای بررسی ابعاد فنی این مسئله با میلاد نوری، برنامه‌نویس و کارشناس فناوری و فعال حوزه امنیت دیجیتال، در خبرآنلاین به گفت‌وگو پرداختیم.

میلاد نوری در پاسخ به این پرسش که آیا این گزاره که ابزارهای دور زدن فیلترینگ، خود عامل اصلی ورود بدافزار به شبکه و دستگاه‌های کاربران هستند، گزاره‌ای صحیح است، گفت:«این موضوع کاملا درست است، چون کاربران برای دسترسی به سرویس‌های مسدود (فیلتر/تحریم) شده، ناچار به نصب ابزارهای دور زدن فیلترینگ، وی‌پی‌ان و… می‌شوند و در شرایطی که عمده لاین ابزارها با روش‌های مختلف مختل می شوند، کاربر برای فعالیت‌های روزمره عادی به ناچار هر ابزاری که در این مسیر به کمک او بیاید (هر چند ناشناس) را از هر منبع ناشناس و ناامنی نصب می‌کند و این فرصت مناسبی در اختیار نشر دهنده‌های بدافزارهاست که به راحتی به گوشی و سایر دیوایس‌های کاربرها ورود کنند. این بدافزارها در آینده ممکن است از نظر امنیتی به روش‌های مختلف به خود کاربر آسیب بزند (سرقت اطلاعات و…) یا ممکن است در ابعادی گسترده‌تر به عنوان اجزای یک شبکه بزرگ‌تر از میلیون‌ها دستگاه و گوشی در جهت حملات DDOS به کل شبکه یا برخی سرویس‌های خاص استفاده شوند.  بنابراین فیلترینگ باعث شده کاربرها به ناچار به سمت ابزارهای بروند که نظر امنیتی یک ریسک بسیار جدی هستند. خیلی از این ابزارها در راستای جمع آوری اطلاعات با اهداف مختلف هم می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند.»

او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان گفت فیلترینگ سراسری به امن‌تر شدن فضای مجازی کمک می‌کند یا در واقع راه را برای آسیب‌پذیری‌های بیشتر باز می‌کند، گفت:«واقعیت این است که فیلترینگ، ایجاد محدودیت و اختلال‌های مختلف نه تنها کمکی به “امن‌تر شدن” نمی‌کند، بلکه باعث کاهش امنیت و آسیب‌پذیرتر شدن می‌شود. چون اولا ابزارهای واسطی که کاربرها به اجبار از آن‌ها استفاده می‌کنند، خود منبع ریسک است و ثانیا دسترسی کاربرها، شرکت‌ها و… به آپدیت‌های رسمی از منابع معتبر، سرویس‌های امنیتی مثل گوگل پلی پروتکت یا حتی نسخه‌های اصلی برخی برنامه‌ها را از دست می‌دهند. و این یعنی از دست دادن سپر دفاعی سیستم‌های کاربری، آن هم در ابعادی گسترده در کل شبکه.»

چطور فیلترینگ، عامل ناامنی دیجیتال می‌شود؟
میلاد نوری

این کارشناس در پاسخ به این پرسش که آیا در کشورهایی که دارای اینترنت محدود یا فیلترشده هستند، این سیاست‌ها منجر به کاهش حملات سایبری یا آلودگی شبکه شده‌است، گفت:«خیر. تجربه کشورهایی که اینترنت بسته یا مجدود دارند، نشان داده که فیلترینگ منجر به افزایش آلودگی، رشد بازار ابزارهای مشکوک و آسیب‌پذیری در سطح گسترده شده است. همانطور طبق گزارش‌ شرکت هایی نظیر کسپرسکی کشور ایران همواره در لیست آلوده‌ترین کشورها به بدافزارها بوده است. امنیت دیجیتال با شفافیت، آموزش، ابزارهای استاندارد و دسترسی به سرویس‌های معتبر به‌دست می‌آید، نه با قطع دسترسی و سوق دادن کاربران به سمت ناشناخته‌ها.»

در ادامه میلاد نوری با توجه به اینکه در نبود دسترسی آزاد، کاربران ناچار به استفاده از فیلترشکن‌های ناشناس و بعضاً ناامن هستند، گفت:«فیلترینگ ناامن‌ترین مسیر را به مردم تحمیل می‌کند. وقتی کاربر برای دسترسی به ساده‌ترین سرویس‌ها یا منابع، باید از فیلترشکن استفاده کند، عملا به ناامن‌ترین مسیر ممکن هدایت می شود. و از آنجایی که استفاده از این ابزارها عادی‌سازی شده است، متاسفانه کاربرها هم دیگر حساسیت سابق را ندارند. به عنوان مثال در شرایطی که عمده وی‌پی‌ان‌ها اختلال دارند و این وضعیت تشدید می‌شود، خیلی از کاربرها حاضرند از هر کانال تلگرامی هر اپلیکیشنی که لحظه آن‌ها را متصل کند نصب کنند. همین عادی‌سازی ریسک‌ها و کاهش حساسیت به این موضوع، خطر بزرگ‌تری محسوب می‌شود. حتی خیلی کاربرها بعد از رفع اختلال‌ها و قطعی‌های شدیدتر در شرایط خاص، اپلیکیشن های ناشناخته که مجبور به نصب آن‌ها شده بودند را حذف نمی‌کنند و همچنان چندین اپلیکیشن فیلترشکن ناشناتخته رو برای روز مبادا روی گوشی خود نگه می دارند. چرا که امیدی به یک اتصال بدون محدودیت و بدون اختلال ندارند و هر لحظه منتشر یک اختلال دیگر هستند. همین باعث می‌شود فرصت برای بدافزارها فراهم باشد که به صورت دائمی دستگاه‌های آلوده را در اختیار داشته باشند.»

این کارشناس در پاسخ به این پرسش که اگر فیلترشکن‌ها واقعاً ابزار جاسوسی هستند، چرا سیاست‌گذاری‌ها به‌گونه‌ای پیش رفته‌اند که استفاده‌ی روزمره از آن‌ها میان کاربران نهادینه شود، گفت:«این تناقض بزرگی ست. اگر نگران جاسوسی از طریق فیلترشکن‌ها هستیم، سیاستی که این ابزارها را به نیاز روزمره‌ی مردم تبدیل کرده، باید زیر سؤال برود و در آن بازبینی اساسی صورت بگیرد. وقتی سیاست‌گذاری باعث نهادینه شدن استفاده از ابزارهای بدون شفافیت می‌شود، خود ریسک بزرگی به وجود می‌آورد که در آن هرچیزی امکان‌پذیر است. در صورت صحت چنین صحبتی باید تصمیم‌گیران در این موضوع پاسخگو باشند و نمی‌توان کاربری که به دلیل محدودیت‌های گسترده، برای یک زیست دیجیتال عادی و روزمره مجبور به استفاده از هر فیلترشکنی شده را سرزنش کرد.»

نوری در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه بخش زیادی از ابزارها و پلتفرم‌های داخلی نیز برای عملکرد خود نیازمند ارتباط آزاد هستند، فیلترینگ مداوم چه تاثیری بر زیربنای امنیت و توسعه دیجیتال کشور می‌گذارد، گفت:«به نظر تا امروز هم از جنبه‌های مختلف به پلتفرم‌های داخلی هم آسیب وارد شده است. پلتفرم‌های داخلی هم برای توسعه نیاز به APIها و ابزارهای مختلف بین‌المللی دارند. علاوه بر مسائل فنی، جذب سرمایه، آموزش نیروی متخصص و حتی حفظ استانداردهای امنیتی جهانی در چنین فضایی دشوار است. و این یعنی عقب‌ماندگی مزمن و روزافزون در حوزه دیجیتال، نه پیشرفت. یکی از دیگر آسیب‌های مسدود سازی پلتفرم‌های خارجی و اجبار کاربرها به استفاده از نمونه داخلی، از بین رفتن اعتماد کاربرها به نمونه داخلی به دلیل این اجبار است که آسیبی جدی در این زمینه محسوب می‌شود.»

این کارشناس در خصوص این مسئله که کاربران عادی چطور می‌توانند از خود در برابر بدافزارها و تهدیدهایی که از طریق فیلترشکن‌ها وارد می‌شوند، محافظت کنند، اینطور توضیح داد:«اولین راهکار این است که تا جای ممکن از منابع رسمی و مارکت‌های شناخته‌شده استفاده کنند. اگر دسترسی ندارند، نسخه‌های رسمی اپ‌ها را فقط از وب‌سایت‌های معتبر توسعه‌دهنده دریافت کنند. اما  واقعیت این است در شرایطی که گوگل‌پلی و اپ‌استور و… مسدود می‌شوند و در مارکت‌های ایرانی هم اثری از ابزارهای وی‌پی‌ان و… نیست، این توصیه‌ها شدنی نیستند و  تا زمانی که دسترسی شفاف و آزاد فراهم نباشد، این راهکارها جواب نخواهد داد.»

این کارشناس بر این باور است که اگر فضای اینترنت آزادتر باشد، و کاربران مجبور به استفاده از ابزارهای واسط و ناشناس نباشند، وضعیت امنیت دیجیتال کشور قطعا بهتر خواهد شد. چراکه عموم کاربرها ممکن است اصلا  نیازی به ابزارهای واسط و ناشناس نداشته باشند و امنیت، وقتی بالا می‌رود که کاربرها بتوانند از ابزارهای استاندارد استفاده کنند. بروزرسانی منظم، استفاده از مارکت‌های معتبر، حذف اپ‌های دستکاری‌شده و ناشناس و… همه این‌ها فقط در شرایط دسترسی آزاد ممکن است.

میلاد نوری در پایان با اشاره به راهکارهایی که سیاستگذاران به جای فیلترینگ باید در اولویت‌ خود قرار دهند گفت:« اولین قدم، پایان دادن به سیاست فیلترینگ سراسری‌ است. پس از آن به مرور باید آموزش امنیت دیجیتال به صورت عمومی گسترش یابد و در نهایت، فرهنگ استفاده ایمن از اینترنت نهادینه شود؛ نه اجبار و سانسور.»

۵۸۳۲۳

ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

صنعت، تجارت و خدمات (بازاریابی و کارآفرینی)

ظرفیت شرکت های دانش بنیان مازندران در توسعه استان بکارگیری شود

استاندار مازندران بر استفاده از ظرفیت شرکت های دانش بنیان و فناوری پیشرفته در مسائل استان تاکید کرد.

منتشر شده

در

به گزارش خبرآنلاین از مازندران، استاندار مازندران در بازدیدی از شرکت فعال دانش‌بنیان در ساری، فعالیت‌های این شرکت را در حوزه طراحی و توسعه سامانه‌های ملی مورد بررسی قرار داد و از پیشرفت‌های این مجموعه تقدیر کرد. ‎

مهدی یونسی رستمی استاندار مازندران در این بازدید که در حضور مدیران و متخصصان شرکت برگزار شد، از بخش‌های مختلف این شرکت دانش‌بنیان بازدید نمود و فعالیت‌های آنها را در حوزه سامانه‌های ملی از جمله سامانه حوادث کشور، سامانه جامع نیروگاه‌های تجدیدپذیر ایران، سامانه جامع سازمان نظام کاردانی، سامانه ساخت و ساز روستایی، سامانه سمپاد و سامانه همیار معلم طرح هادی بازدید نمود.

 این شرکت از سال ۱۳۸۷ فعالیت خود را آغاز کرده و تاکنون بیش از ۱۰۰ فارغ‌التحصیل و متخصص در این حوزه مشغول به کار هستند و زیرنظر پارک علم و فناوری و معاونت علمی ریاست جمهوری فعالیت می‌کند.

سامانه نیروگاه‌های تجدیدپذیر ایران تمامی نیروگاه‌های تجدیدپذیر کشور را از لحظه پروانه تا بهره‌برداری و ورود به شبکه ملی نمایش می‌دهد. همچنین سامانه حوادث کشور، مسئولیت ارزیابی و مدیریت حوادث در سطح کشور، از جمله برف، سیل و سایر حوادث طبیعی را بر عهده دارد و در مازندران نیز به طور فعال اجرا می‌شود.

سامانه ساخت و ساز روستایی نیز، وضعیت املاک روستایی را تعیین و تمامی فعالیت‌های درون روستاها را در قالب یک سیستم مرکزی پایش می‌کند.

استاندار مازندران در این بازدید به اهمیت شرکت‌های دانش‌بنیان در توسعه اقتصاد دیجیتال اشاره کرد و از فعالیت‌های این شرکت تقدیر کرد. او با تأکید بر اینکه استفاده از هوش مصنوعی در سیستم‌های اداری و مدیریتی می‌تواند تحول بزرگی در اداره کشور ایجاد کند،بر حمایت ویژه در این حوزه تاکید کرد.

وی با تأکید بر اهمیت توسعه اقتصاد دانش‌بنیان اعلام کرد که حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان از جمله اولویت‌های اصلی دولت است. او در این بازدید از پیشرفت‌های شرکت در زمینه توسعه فناوری‌های پیشرفته و تولید محصولات نوآورانه تقدیر و گفت: استفاده از فناوری‌های نوین و تقویت بخش دانش‌بنیان در اقتصاد استان می‌تواند گامی بزرگ در جهت ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی باشد.» استاندار تأکید کرد که دولت از این نوع شرکت‌ها حمایت می‌کند و امیدوار است تا شرکت‌های دانش‌بنیان بتوانند در راه توسعه اقتصادی مازندران نقش برجسته‌ای ایفا کنند.

استاندار مازندران در ادامه، اهمیت استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای تولید و مدیریت را برجسته خواند و افزود: هوش مصنوعی نه تنها به افزایش بهره‌وری کمک می‌کند، بلکه می‌تواند با بهینه‌سازی فرآیندها، کیفیت محصولات را نیز به طور چشمگیری ارتقا دهد. شرکت‌های دانش‌بنیان باید در این زمینه پیشگام باشند تا بتوانند در رقابت جهانی مقاومت کنند.

او تأکید کرد که استان مازندران در حال تقویت زیرساخت‌های لازم برای پذیرش و توسعه فناوری‌های نوین، از جمله هوش مصنوعی، است و از شرکت‌ها دعوت کرد تا این فناوری‌ها را در فعالیت‌های خود گسترش دهند.

استاندار همچنین از ورود خود برای حل مشکلات مکان و اسکان شرکت و همچنین مسائل مالیاتی آن خبر داد و تأکید کرد: با تشکیل جلسه ای با حضور نمایندگان این شرکت و مدیران دستگاه‌های مربوطه مشکلات پیگیری و حل شود. این بازدید در ادامه تأکید بر اهمیت حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و تقویت اکوسیستم فناوری در استان مازندران بود.

ادامه مطلب

صنعت، تجارت و خدمات (بازاریابی و کارآفرینی)

تلاطم در بازار آنلاین کالاهای اساسی؛ از «تعلیق خرید» تا «پرش قیمتی» محصولات در سبد کاربران

اختلال در سامانه‌های توزیع هوشمند و بروز پدیده خرید هیجانی، دسترسی شهروندان به اقلامی نظیر برنج و کنسروجات را با چالش مواجه کرده و اعتماد مصرف‌کنندگان به پلتفرم‌های برخط را تحت‌شعاع قرار داده است.

منتشر شده

در

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و براساس گزارش هفت‌صبح، در روزهای اخیر، تجربه خرید اینترنتی کالاهای اساسی برای بسیاری از شهروندان با موانع فنی و عملیاتی همراه شده است. گزارش‌های واصله نشان می‌دهد عبارت «زمان ارسال در دسترس نیست» به پرتکرارترین پیام در اپلیکیشن‌های فروشگاهی بدل شده است. این وضعیت که به معنای تعلیق عملی فرآیند خرید است، نه تنها امکان پرداخت را از کاربر سلب کرده، بلکه به دلیل ابهام در زمان تحویل، باعث فرسایش اعتماد عمومی و ایجاد اضطراب در تامین اقلام ضروری شده است.

حذف مشکوک کالاها و بازگشت با قیمت‌های جدید

یکی از جدی‌ترین انتقادات کاربران در فضای مجازی، حذف ناگهانی اقلام از سبد خرید در مرحله نهایی است. مشاهدات میدانی حاکی از آن است که بسیاری از کالاها (مانند کنسرو ماهی یا حبوبات) پس از یک اختلال موقت در سامانه، از وضعیت موجود خارج شده و دقایقی بعد با برچسب قیمتی ۱۰ تا ۳۰ درصد بالاتر به عنوان «کالای پیشنهادی» بازمی‌گردند. این نوسان لحظه‌ای قیمت در بسترهای آنلاین، شائبه عدم نظارت بر به‌روزرسانی قیمت‌ها در زمان اوج تقاضا را تقویت کرده است.

نایاب شدن برنج و شکل‌گیری موج خرید هیجانی

محصول برنج، اعم از وارداتی و داخلی، به اصلی‌ترین محور خرید هیجانی در روزهای اخیر تبدیل شده است. بررسی پلتفرم‌های بزرگ توزیع نشان می‌دهد که انواع برنج هندی و ایرانی در بسیاری از مناطق از دسترس خارج شده‌اند. کارشناسان معتقدند این پدیده ناشی از یک چرخه معیوب است؛ به طوری که افزایش ناگهانی سفارش‌ها منجر به تخلیه سریع انبارها شده و سامانه‌ها به‌جای مدیریت توزیع، با فعال‌سازی قیمت‌های جدید، به نگرانی مصرف‌کنندگان دامن می‌زنند.

۲۲۷۲۲۷

ادامه مطلب

صنعت، تجارت و خدمات (بازاریابی و کارآفرینی)

شبح ابن‌خلدون در بازار تکنولوژی؛ پیشگوی سقوط نوکیا / راز بقای غول‌های تکنولوژی در «عصبیت» استارت‌آپی/ ضرورت مطالعه ابن خلدون توسط مدیریت هوشمند

ابن‌خلدون بیش از ۶۰۰ سال پیش دقیقا همان چیزی را در سطح تمدن‌ها و نظام‌ها دیده بود که ما امروز در سطح سازمان‌ها و نمونه‌های کامیابی مثل مایکروسافت و گوگل یا نمونه‌های ناکامی و سقوط مانند نوکیا، بلک‌بری، یاهو، کداک، یا بسیاری از شرکت‌ها می‌بینیم. اما او فقط این پدیده‌ها و بسیاری پدیده‌های مشابه را توصیف نکرده بود بلکه قانون‌های عام و راه‌حل‌هایی را هم ارائه داده بود. مدیران هوشمند قرن بیست‌ویکم اگر مقدمه ابن‌خلدون را بخوانند، می‌توانند مرگ سازمان خود را به تأخیر بیندازند یا حتی آن را بازتعریف و احیا کنند و از بروز بسیاری عوارض و کاستی‌ها در سازمان‌شان جلوگیری کنند؛ به شرطی که قوانین عصبیت  و چرخه تمدنی  را جدی  بگیرند.

منتشر شده

در

گروه اندیشه: متن حاضر نوشته علیرضا جلالی فراهانی در روزنامه اعتماد، به بازخوانی آرای ابن‌خلدون (بنیان‌گذار علم عمران یا جامعه‌شناسی) و تطبیق هوشمندانه‌ی آن‌ها با چالش‌های مدیریت و سازمان‌های امروزی می‌پردازد. نویسنده معتقد است قوانینی که ابن‌خلدون ۶۰۰ سال پیش برای صعود و سقوط تمدن‌ها کشف کرد، امروزه دقیقاً در چرخه عمر شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها تکرار می‌شود. لب کلام نویسنده به طور خلاصه این است که بقای هر سازمانی به «عصبیت» (انسجام و روحیه تیمی) بستگی دارد. سازمان‌ها مانند تمدن‌ها یک چرخه عمر ۵ مرحله‌ای دارند که از نوآوری و سخت‌کوشی (بدویت) آغاز شده و به رفاه‌زدگی، بروکراسی و فروپاشی (حضریت) ختم می‌شود. مدیران برای فرار از زوال، باید مدام «عصبیت» را بازآفرینی کرده و با ایجاد «جزایر نوآوری»، روحیه جسورانه استارت‌آپی را در دل سازمان‌های بزرگ زنده نگه دارند. نویسنده تاکید می کند که ابن‌خلدون هشدار می‌دهد که «ثبات، مقدمه‌ی زوال است». او می‌گوید هیچ قدرتی همیشگی نیست مگر آنکه بتواند آن «هم‌بستگیِ اصیل اولیه» را حفظ کند. متن تأکید دارد که مدیران نباید اجازه دهند سازمانشان به مرحله پنجم (اسراف و تبذیر) برسد؛ راهکار او، ساختن «جزایر بدوی» (مثل Google X) در دل سازمان است تا روحیه نوآوری همواره زنده بماند. این مطلب از نظرتان می گذرد:

 ****

ابن‌خلدون؛ از علم عمران کلاسیک تا مدیریت مدرن

عبدالرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمی (۷۳۲-۸۰۸ ق / ۱۳۳۲-۱۴۰۶ م) قاضی، وزیر، دیپلمات، مورخ و متفکر تمدن‌شناس مسلمان مغربی است و بسیاری از صاحب‌نظران، مهم‌ترین اثر وی یعنی «کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر» (معروف به تاریخ ابن‌خلدون) و به‌ویژه بخش مقدماتی آن یعنی «المقدمه» را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای فکری بشری می‌شناسند. ابن‌خلدون در مقدمه، برای نخستین‌بار در تاریخ بشریت، علم جامعه‌شناسی یا به قول متون کلاسیک «علم عمران» (Sociology) را بنیان گذاشت و قوانین عام حاکم بر صعود و سقوط تمدن‌ها را کشف کرد؛ قوانینی که بدون استثنا در همه جوامع بشری تکرار می‌شوند.

او این قوانین را نه با استناد به منابع وحیانی نظیر آیات و روایات، بلکه با مشاهده تجربی و استقرای تاریخی به دست آورد و از این حیث، این علم را به عنوان علمی سکولار بنا نهاد. به همین دلیل بسیاری او را «پدر جامعه‌شناسی» و «پدر اقتصاد سیاسی» نامیده‌اند. سطح تحلیل ابن‌خلدون، جوامع بشری، تمدن‌ها و نظام‌های حاکم است و البته اساسا سازمان به مفهوم امروزی آن در زمان ابن‌خلدون، فاقد موضوعیت بوده اما در این نوشتار که هدف آن، تعمیق بینش مدیران نسبت به مبانی فلسفی دانش مدیریت است، تلاش خواهم کرد که به اتکای آرای وی و نقل مستقیم یا نزدیک به متن عربی مفاد مقدمه و سپس ترجمه آن، دلالت‌های عملی عقاید عمیق وی را برای مدیریت سازمان‌های  امروزی،   به اختصار شناسایی  و تبیین کنم.

معرفی و دانلود کتاب اندیشه ابن خلدون؛ عصبیت و دولت: نمودهای یک نظریه خلدونی  در باب تاریخ اسلام | محمدعابد الجابری | انتشارات علمی و فرهنگی | کتابراه

عصبیت؛ ستون فقرات انسجام و سرمایه اجتماعی سازمان

یکی از اصیل‌ترین مفاهیم مطروحه از سوی ابن‌خلدون، مفهوم عصبیت است. به بیان ابن‌خلدون «عصبیت همان انس و همبستگی و تعصب گروهی است که باعث می‌شود افراد یک قبیله یا جماعت مانند یک پیکر شوند؛ برخی در برابر برخی بایستند و سختی‌ها را به‌جای یکدیگر تحمل کنند» (الْعصبِیّةُ هِی الْأُلْفةُ والْحمِیّةُ والْمودّةُ الّتِی تکُونُ بیْن أفْرادِ الْقبِیلةِ أوِ الْجماعةِ حتّی یکُونُوا کجسدٍ واحِدٍ یدْفعُ بعْضُهُمْ عنْ بعْضٍ ویحْمِلُ بعْضُهُمْ عنْ بعْضٍ الْمکارِه). او تأکید می‌کند که هیچ ملکی (حکومتی) بدون عصبیت به وجود نمی‌آید و هیچ ملکی با از بین رفتن عصبیت باقی نمی‌ماند.

ترجمه و رد و اثر امروزی این مفهوم در سطح سازمان را می‌توان در مفاهیمی نظیر «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) «انسجام سازمانی» (Organizational Integrity)، «تعهد سازمانی» (Organizational Commitment) و شهروندی سازمانی (Organizational Citizenship) جست‌وجو کرد. در استارت‌آپ‌های موفق و شرکت‌های نوپا، کارکنان حاضرند حقوق کمتر بگیرند، شبانه‌روز کار کنند و سهام شرکت را به ‌جای حقوق نقدی بپذیرند؛ چون عصبیت بالا است (مثل فرهنگ اولیه تسلا، آمازون و دیجی‌کالا در سال‌های ۸۵ -۹۰). اما وقتی شرکت بزرگ می‌شود، عصبیت به ‌تدریج کاهش می‌یابد و جای خود را به قراردادهای حقوقی، بروکراسی و سیاست‌بازی می‌دهد.

ابن‌خلدون دقیقا می‌گوید: «وقتی دولت استوار شد، عصبیت کم‌کم کم می‌شود» (إذا استولت الدولة واستحکمت، نقصت العصبیة شیئاً فشیئاً). از این رو است که مدیرعامل و هیات‌مدیره وظیفه دارند به ‌طور مدام، عصبیت را از طریق شاخص‌هایی نظیر نرخ توصیه کارکنان (Employee Net Promoter Score)، نرخ ترک خدمت داوطلبانه، وفاداری سازمانی، نظرسنجی‌های فرهنگ سازمانی و…، اندازه‌گیری کرده و بازآفرینی آن از طریق داستان‌سرایی، مراسم و آیین‌های سازمانی، ارزش‌های مشترک و تعریف آرمان مشترک، در دستور کار داشته باشند. 

پنج مرحله زیست تمدنی و تطبیق آن با چرخه عمر شرکت‌ها

 یکی دیگر از مفاهیم نابی که از سوی ابن‌خلدون مطرح شد، چرخه پنج‌گانه تمدن‌ها و دولت‌ها است. به باور ابن‌خلدون، هر تمدن و نظام حاکمه‌ای،  ۵ مرحله زیست  را طی می‌کند: 

۱. مرحله تأسیس  (النّصر و الظفر): با عصبیت  قوی  و  رهبری کاریزماتیک. 
۲. مرحله استبداد و تسلط رهبر اول (الاستبداد): بانی، عصبیت را به نفع خود  مصادره می‌کند. 
۳. مرحله فراغت و تمتع (الفراغ والتمتع): رفاه، ساختن بناها، جمع ثروت. 
۴. مرحله قناعت و مسالمت (القناعة والمسالمة): تقلید از گذشته، حفظ وضع موجود. 
۵. مرحله اسراف و تبذیر (الإسراف والتبذیر): فساد، ظلم، نابودی عصبیت و فروپاشی.

او بر مبنای شواهد تاریخی مدعی است که این پنج مرحله در همه دولت‌ها بدون استثنا تکرار می‌شود و بر همین اساس، معمولا عمر یک سلسله بیش از سه، چهار نسل (۱۲۰-۱۵۰ سال) نیست.اما در سطح سازمانی، این مفهوم در تطابق بسیار نزدیک با مدل‌ها و نظریه‌های چرخه عمر سازمان که توسط صاحبنظرانی نظیر گرینر و کالینز مطرح شده است. شرکت‌های نوپا در مرحله ۱ و ۲ هستند؛ وضعیتی با ریسک‌پذیری بالا، ساختار افقی، تصمیم‌گیری سریع. شرکت‌های بزرگ و بالغ در مرحله ۳ و ۴ هستند؛ وضعیتی با فرآیندها، سیستم‌ها، بروکراسی مفید. شرکت‌های رو به زوال و انحطاط در مرحله ۵ قرار دارند؛ وضعیتی مملو از سیاسی‌کاری، هزینه‌های غیرضروری، فاصله مدیران ارشد از مشتریان و کارکنان.

چاپ تازه‌ای از «مقدمه ابن خلدون» منتشر شد - خبرگزاری مهر | اخبار ایران و  جهان | Mehr News Agency

دوگانگی بدو و حضر؛ ضرورت ایجاد جزایر نوآوری در سازمان‌های بزرگ

راه‌حلی که ابن‌خلدون برای جلوگیری از ورود به مرحله پنجم مطرح می‌کند، «تجدید العصبیه» است که در فضای سازمانی، با آوردن مدیران یا تیم‌های جدید دارای روحیه ایجادگری یا به قول وی، «بدوی» محقق می‌شود.  در همین ارتباط، مفهوم مهم دیگری که ابن‌خلدون مطرح کرده، دوگانگی «بدو» و «حضر» است. از نظر ابن‌خلدون، «بادیه‌نشینان به شجاعت نزدیک‌ترند، به سختی و تحمل نزدیک‌ترند و از ناز و نعمت دورترند.» (أهل البدو أقرب إلی الشجاعة من أهل الحضر…  وأقرب إلی الخشونة والجلد…  وأبعد عن التنعم والترف) و در مقابل «شهری‌ها از جهاد و جنگیدن تنبل می‌شوند و سرباز مزدور می‌گیرند» (أهل الحضر یکْسِلُون عنِ الْمُجاهدةِ ویسْتعْمِلُون الْجُنْد الْمُرْتزقة). 

با تطبیق مفاهیم امروزی در عرصه سازمان با مقوله بدوی، می‌توان گفت که فرهنگ استارت‌آپی، چابک، کم‌هزینه، نوآور و ریسک‌پذیر، بسیار به نگاه بدوی نزدیک است. در مقابل فرهنگ شرکتی سنتی، تشریفاتی، پرهزینه و محافظه‌کار، به مفهوم حضر بسیار نزدیک است. بر همین قیاس لازم است شرکت‌های بزرگ برای بقا، «جزایر بدوی» در دل خود بسازند و این همان کاری است که غول‌های تجاری مانند گوگل، مایکروسافت و آمازون در قالب موجودیت‌هایی نظیر Google X، Microsoft Garage، Amazon Lab۱۲۶، دست به انجام آن زده‌اند تا از این طریق، رویه جنگندگی و نوآوری را در خود زنده نگاه دارند.

بحران جانشینی و لزوم تزریق عصبیت جدید به مدیریت

مفهوم سترگ دیگری که ابن‌خلدون از آن سخن گفته، ریاست و مساله جانشینی است. وی بیان کرده که «دولت باقی نمی‌ماند مگر با همان عصبیت که در ابتدا با آن برپا شد» (لا یبقی الملک إلا بالعصبیة التی قام بها أولاً) و «اگر جانشین از اهل عصبیت قوی نباشد، ناچار است از عصبیت دیگری کمک بگیرد» (الخلیفة إذا لم یکن من أهل العصبیة القویة یحتاج إلی عصبیة أخری یستعین بها).

در وادی سازمان و مدیریت، این مقوله را می‌توان به وضوح در شرکت‌های خانوادگی نسل دوم و سوم که عصبیت نسل اول را ندارند، مشاهده کرد. اینجانست که مقوله جانشین‌پروری یا جانشین‌یابی مطرح می‌شود. تربیت جانشین با همان روحیه، امری نادر است. از اینرو یافتن و آوردن مدیر حرفه‌ای از بیرون با عصبیت جدید، امری رایج‌تر است و این کاری است که به عنوان نمونه شرکت مایکروسافت با آوردن نادلا یا شرکت اوبر با آوردن دارا خسروشاهی انجام دادند.

نظریه مالیه و انگیزش؛ از منحنی لافر تا بهره‌وری کارکنان

یکی دیگر از مفاهیمی که ابن‌خلدون ۶۰۰ سال پیش از مابه‌ازای مدرن آن مطرح کرد، نظریه مالیه است. ابن‌خلدون گفته که «بدان که وقتی خراج [مالیات] زیاد شود، تولید کم می‌شود و وقتی کم شود، تولید زیاد می‌شود؛ زیرا سنگینی مالیات مردم را از کسب‌ و کار و کار بازمی‌دارد» (اعلم أن الخراج إذا کثر یقل العیار وإذا قل کثر العیار…   فإن کثرة المغرم تُنفِّرُ الناس عن الکسب والعمل). این دقیقا مفهومی است که امروزه آن را تحت نام منحنی لافر می‌شناسیم که در حوزه علم اقتصاد و سطح حکمرانی، بسیار مورد  ارجاع  قرار می‌گیرد. 
اما در سطح سازمان می‌توان آن را این گونه ترجمه کرد که هرگاه خالص دریافتی کارکنان به‌ خاطر کسورات، مزایای کم یا فشار مالی زیاد کاهش یابد، انگیزه و بهره‌وری افت می‌کند و در مقابل با افزایش بهره‌مندی‌هایی نظیر پاداش عملکردی بالا، مزایای غیرنقدی، کاهش فشار کنترلی و بروکراتیک، می‌توان انتظار داشت که انگیزه و بهره‌وری، ارتقا پیدا کند. 

ابن‌خلدون رقیب آدام اسمیت؟

جمع‌بندی؛ ضرورت بازخوانی «مقدمه» برای مدیران هوشمند

ابن‌خلدون بیش از ۶۰۰ سال پیش دقیقا همان چیزی را در سطح تمدن‌ها و نظام‌ها دیده بود که ما امروز در سطح سازمان‌ها و نمونه‌های کامیابی مثل مایکروسافت و گوگل یا نمونه‌های ناکامی و سقوط مانند نوکیا، بلک‌بری، یاهو، کداک، یا بسیاری از شرکت‌ها می‌بینیم. اما او فقط این پدیده‌ها و بسیاری پدیده‌های مشابه را توصیف نکرده بود بلکه قانون‌های عام و راه‌حل‌هایی را هم ارائه داده بود. مدیران هوشمند قرن بیست‌ویکم اگر مقدمه ابن‌خلدون را بخوانند، می‌توانند مرگ سازمان خود را به تأخیر بیندازند یا حتی آن را بازتعریف و احیا کنند و از بروز بسیاری عوارض و کاستی‌ها در سازمان‌شان جلوگیری کنند؛ به شرطی که قوانین عصبیت  و چرخه تمدنی  را جدی  بگیرند.

۲۱۶۲۱۶

ادامه مطلب
تبلیغات

برترین ها