طاها فرهادی پژوهشگر پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی، در گفتوگو با خبرنگار مهر، گفت: در دهههای گذشته در برخی نهادها و محافل جمهوری اسلامی، نگرانیهایی نسبت به روند زنانه شدن جامعه مطرح بود. این نگرانی ریشه در تغییرات سریع فرهنگی، افزایش حضور زنان در آموزش عالی، بازار کار و فضای عمومی داشت. برخی آن را تهدیدی برای ساختارهای سنتی خانواده و نقشهای جنسیتی میدیدند و معتقد بودند این روند ممکن است انسجام اجتماعی را با چالش مواجه کند. اما این نگاه، همه واقعیت نبود.
وی ادامه داد: رهبر شهید انقلاب در سیره عملی و اندیشههای خود، این پدیده را نه تهدید، بلکه فرصتی بزرگ برای نظام اسلامی میدانست. ایشان بارها تأکید داشتند که زن در اسلام، نه تنها مادر و همسر، بلکه عنصری فعال، تأثیرگذار و مسئولیتپذیر در همه عرصههای اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی است. این دیدگاه، برخلاف مدل غربی که زن را اغلب به ابزاری برای مصرف و نمایش تبدیل کرده، زن ایرانی را به عنوان ستون کرامت، تربیت نسل و پیشرفت جامعه میدید و از سویی بر خلاف رویه های سنتی نیز بود.
افزایش چشمگیر کنشگران رسانهای در ساختار نظام
این پژوهشگر گفت: رهبر شهید در دیدارهای متعدد و جلسات منظم با بانوان فرهیخته، فعالان فرهنگی، علمی و اجتماعی، بر این خط سوم تأکید داشتند. این ملاقاتها صرفاً تشریفاتی نبودند؛ جلساتی برای شنیدن مستقیم صدای زنان، دریافت پیشنهادها و هدایت هوشمندانه روند تغییرات بودند. نتیجه این نگاه، افزایش چشمگیر حضور زنان تحصیلکرده، فعالان اجتماعی، مدیران و حتی کنشگران رسانهای در ساختارهای نظام بود که به تقویت سرمایه انسانی کشور کمک شایانی کرد.
وی ادامه داد: این رویکرد حکیمانه، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ معاصر ایران، میوه خود را نشان داد. در شبهای پس از شهادت رهبری شهید انقلاب، وقتی کشور در شوک عمیق قرار گرفته بود، زنان ایرانی به شکلی واضح و پررنگ در خیابانها، مجامع عمومی و فضای مجازی ظاهر شدند. نه به عنوان عنصری حاشیهای، بلکه به عنوان نیروی محرکهای که آرامش، همبستگی و تداوم راه را فریاد میزدند.
فرهادی گفت: تصاویر مادرانی که با چشمان اشکبار اما استوار ایستاده بودند، دختران جوانی که با حضور پرشور خود پیام وحدت میدادند و زنان فعال اجتماعی که روایت مقاومت و پایداری را شکل میدادند، همه نشاندهنده این بود که «زنانه شدن جامعه» در شرایط بحرانی، به جای ایجاد شکاف، به انسجام ملی و تقویت پایههای انقلاب تبدیل شده است.
وی افزود: این حضور زنان، دقیقاً همان چیزی بود که رهبری شهید سالها برای آن برنامهریزی و تلاش کرده بودند و آن تبدیل پتانسیل زنان به سرمایهای برای نظام. جایی که برخی نگرانی داشتند این روند ممکن است به تضعیف ارزشهای انقلابی منجر شود، واقعیت میدانی نشان داد که هدایت درست آن، دقیقاً برعکس عمل کرده است.
این پژوهشگر گفت: زنان ایرانی، با حفظ هویت اسلامی و انقلابی خود، توانستند در لحظهای حساس، نقش «نگهبانان انقلاب» را ایفا کنند. این یک حضور راهبردی که ثبات روانی جامعه را حفظ کرد و پیام روشن وحدت و ادامه مسیر را به داخل و خارج کشور مخابره کرد.
وی بیان کرد: به نظر می رسد تغییرات اجتماعی مانند افزایش تحصیل زنان، حضور در عرصههای عمومی و حتی تحول در سبک زندگی، را نباید با ترس نگریست. بلکه باید با هدایت هوشمندانه و مبتنی بر مبانی اسلامی، آن را به فرصتی برای تقویت نظام تبدیل کرد.
مؤثرترین راههای افزایش سرمایه_اجتماعی و فرهنگی کشور چیست؟
فرهادی خاطرنشان کرد: مسئله دیگر آنکه سرمایهگذاری روی زنان فعال و فرهیخته از طریق شنیدن صدایشان، ایجاد بسترهای مشارکت واقعی و حمایت از نقشآفرینیشان یکی از مؤثرترین راههای افزایش سرمایه_اجتماعی و فرهنگی کشور است. سوم، در شرایط جنگ شناختی و فشارهای خارجی، حضور زنان در روایتسازی و حفظ انسجام داخلی، ابزاری قدرتمند است که دشمنان نظام اغلب آن را دستکم میگیرند.
وی افزود:امروز آتشبس و در آستانه بازسازی ملی، بیش از همیشه نیاز داریم این درس را به کار ببندیم. زنان ایرانی، به عنوان نیمی از جمعیت و اغلب پیشرو در آموزش و فرهنگ، میتوانند موتور محرک بازسازی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشند. شرطش این است که رویکرد حاکمیتی، همان نگاه فرصتمحور رهبری شهید را ادامه دهد؛ نه محدودیت بیجا، نه رها کردن بیضابطه، بلکه هدایت هدفمند به سوی تقویت خانواده، کرامت زن و پیشرفت انقلاب.
این پژوهشگر گفت: «زنانه شدن جامعه» وقتی با حکمت اسلامی همراه شود، دیگر تهدید نیست؛ بلکه یکی از قویترین نقاط قوت نظام جمهوری اسلامی خواهد بود. تجربه تلخ و شیرین روزهای پس از شهادت، این حقیقت را برای همیشه ثبت کرد؛ زن ایرانی، وقتی در چارچوب ارزشهای انقلابی حرکت کند، نه تنها بخشی از انقلاب است، بلکه ضامن تداوم و پیروزی آن نیز میشود.

جدیدترین اخبار پربحث