اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: پس از هفتهها تبادل پیام و مذاکره فشرده، تمدید آتشبس و تفاهم اولیه ایران و آمریکا هنوز به نتیجه نرسیده است. پیشنهاد مطرحشده، تمدید ۶۰ روزه آتشبس، بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و ادامه مذاکرات برای دستیابی به چارچوبی پایدارتر را در بر میگیرد. با این حال، فاصله میان روایت دو طرف از ماهیت توافق همچنان قابل توجه است.
دولت آمریکا از توافقی سخن میگوید که باید خطوط قرمز واشنگتن از جمله جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای و بازگشایی کامل و بدون محدودیت تنگه هرمز را تضمین کند. در مقابل، تهران تأکید میکند هنوز هیچ توافق نهایی شکل نگرفته و مذاکرات فعلی اساساً بر توقف درگیریها و کاهش تنش متمرکز است، نه حلوفصل پرونده هستهای.
این شکاف، نشانهای از همان اختلافات عمیقی است که در ماههای گذشته بارها روند مذاکرات را متوقف کرده و اکنون نیز بر سرنوشت توافق احتمالی سایه انداخته است؛ بنابراین مشخص نیست باوجود ادعاها درباره پیشرفت مذاکرات که از سوی مقامات کاخ سفید مطرح شده، ایران و آمریکا توانستند از بنبست خارج شوند یا نه.
سیگنالهای متناقض توافق و جنگ
مهمترین ویژگی مرحله کنونی مذاکرات را شاید بتوان در رفتار سیاسی دونالد ترامپ مشاهده کرد. او در روزهای اخیر مجموعهای از پیامهای متضاد را به طرف ایرانی، متحدان منطقهای و حتی افکار عمومی آمریکا ارسال میکند.
ترامپ از یک سو از تصمیم نهایی قریبالوقوع سخن میگوید، نشست دو ساعته برای تصمیمگیری در اتاق وضعیت کاخ سفید برگزار میکند و نسبت به تمدید آتشبس حمایت نشان میدهد.
از سوی دیگر، همزمان شروطی حداکثری را مطرح میکند که شامل بازگشایی بدون قید و شرط هرمز تا نابودی ظرفیتهای مرتبط با برنامه هستهای ایران میشود. در کنار این مواضع، وزیر دفاع آمریکا نیز آشکارا از آمادگی برای ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران سخن گفته است.
واکنشها در ایران به مواضع کاخ سفید
البته این مواضع در ایران نیز بیپاسخ نمانده است. محسن رضایی از فرماندهان پیشین سپاه گفته که ترامپ برای سومین بار در حال «خیانت» به دیپلماسی است. همچنین روایت کاخ سفید از تفاهم اولیه نیز رد شده و تاکید شده که در مرحله اول فقط بر توقف جنگ در همه جبههها و لغو محاصره دریایی و آزادسازی داراییهای مسدودشده تمرکز شده است.
محمدباقر قالیباف رییس مجلس نیز گفته ایران امتیازهای خود را با موشک میگیرد و در مذاکرات فقط آنها را «تفهیم» میکند. او نیز همچون طرف آمریکایی از آمادگی برای جنگ خبر داده است. این در حالی است که قالیباف به عنوان رییس هیات مذاکرهکننده هفته گذشته دو روز را در قطر گذراند تا با حل مسئله داراییهای مسدودشده، گامی تعیینکننده در مسیر تفاهم اولیه بردارد. حالا با وجود این اظهارنظرها درباره آمادگی برای جنگ مشخص نیست که این تلاشها چقدر نزدیک به موفقیت بودهاند.
چرا ترامپ هنوز تصمیم نگرفته است؟
در چنین شرایطی، پرسش اصلی اینجاست که این سیگنالهای متناقض نشانه چه تحولاتی است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید چند مولفه تعیین کننده را بررسی کرد. نخست، فشار اقتصادی ناشی از بحران انرژی و افزایش قیمت سوخت که میتواند به یک مسئله سیاسی مهم برای دولت آمریکا تبدیل شود. بازگشایی هرمز و کاهش تنش با ایران میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.
در مقابل، بخش مهمی از جریانهای تندرو در حزب جمهوریخواه هرگونه توافقی را که متضمن امتیازدهی به تهران باشد نوعی عقبنشینی تلقی میکنند. ترامپ همچنین باید ملاحظات امنیتی اسرائیل را در نظر بگیرد. در حالی که حملات بیوقفه اسرائیل در جنوب لبنان ادامه دارد و مقامات ارشد این رژیم خواهان از سرگیری حملات به ایران هستند.
به همین دلیل، رئیسجمهور آمریکا فعلاً میان دو گزینه گرفتار شده است. گزینه نخست توافقی موقت که میتواند بحران اقتصادی را مهار کند و دوم ادامه فشار نظامی که رضایت متحدان تندرو و بخشی از پایگاه سیاسی او را تأمین خواهد کرد. تا زمانی که این دوگانه حل نشود، بعید است واشنگتن تصمیمی قطعی اعلام کند.
هرمز؛ گره اصلی میز مذاکره
اگرچه پرونده هستهای همچنان مهمترین اختلاف راهبردی میان دو کشور است، اما در شرایط فعلی تنگه هرمز به کانون اختلاف در تفاهم اولیه تبدیل شده است.
این آبراه حیاتی در ماههای اخیر به مهمترین ابزار فشار تهران بدل شده و محدودیتهای ایجادشده در آن تأثیر مستقیمی بر بازار جهانی انرژی گذاشته است. از سوی دیگر، آمریکا نیز با فشارهای اقتصادی و دریایی تلاش کرده هزینه این سیاست را برای ایران افزایش دهد.
توافق احتمالی میتواند مسیر بازگشایی تدریجی هرمز را فراهم کند، اما حتی در صورت امضای توافق نیز بازگشت کامل شرایط به وضعیت پیش از جنگ زمانبر خواهد بود. پاکسازی مینها، بازگشت خطوط کشتیرانی، کاهش ریسکهای امنیتی و احیای اعتماد شرکتهای بیمه بینالمللی فرایندی نیست که در چند روز انجام شود.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند انگیزه اصلی واشنگتن برای پیشبرد توافق، نه حل اختلافات تاریخی با ایران، بلکه جلوگیری از تداوم شوکهای انرژی در اقتصاد جهانی است.
اثر جنگ اسرائیل و حزبالله لبنان بر مذاکرات
در ظاهر، مذاکرات ایران و آمریکا حول آتشبس، هرمز و مسائل هستهای جریان دارد، اما در واقع جنوب لبنان به یکی از تعیینکنندهترین متغیرهای این معادله تبدیل شده است.
در روزهای اخیر گزارشهای میدانی از ادامه پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان حکایت دارد. بر اساس گزارش منابع امنیتی لبنانی، نیروهای اسرائیل پس از تحولات جدید میدانی در محور مرجعیون و مناطق اطراف نبطیه، حضور خود را در برخی مناطق جنوبی گسترش دادهاند. همزمان حملات هوایی و توپخانهای نیز ادامه یافته و هر روز هشدارهای تخلیه برای شماری از روستاها صادر میشود.
بنابراین این احتمال وجود دارد که ترامپ به دلیل فرصت دادن به اسرائیل برای پیشروی تصمیم نهایی برای تفاهم اولیه را به تعویق انداخته است.
در برابر این پیشرویها، حزبالله نیز از اجرای حملات پهپادی و موشکی علیه نیروها و تجهیزات اسرائیلی خبر داده و تأکید کرده است که تا پایان تجواز و عقبنشینی کامل اسرائیل، سلاح خود را حفظ خواهد کرد.
همین وضعیت باعث شده تهران تلاش کند موضوع لبنان را به بخشی از مطالبات مذاکراتی با واشنگتن تبدیل کند. ایران بهخوبی میداند که هر توافقی بدون کاهش تنش در جبهه لبنان میتواند بسیار شکننده باشد. از نگاه تهران، ادامه عملیات اسرائیل علیه حزبالله عملاً بخشی از همان جنگ منطقهای است که قرار است از طریق توافق متوقف شود.
اما مشکل اینجاست که دولت بنیامین نتانیاهو تاکنون نشانه روشنی از پذیرش یک آتشبس فراگیر در لبنان بروز نداده است. اسرائیل همچنان بر خلع سلاح حزبالله و محدودسازی توان نظامی این گروه تأکید میکند و عملیات میدانی خود را ادامه میدهد.
در نتیجه، حتی اگر تهران و واشنگتن بر سر هرمز و آتشبس به تفاهم برسند، تداوم جنگ در لبنان میتواند هر لحظه این تفاهم را با بحران مواجه کند.
تعویق محور اصلی مذاکرات
یکی دیگر از واقعیتهای مذاکرات کنونی آن است که هیچیک از مسائل بنیادین حل نشدهاند. آمریکا همچنان خواهان تعهدات مشخص درباره آینده برنامه هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی ایران تأکید دارند که این موضوعات در متن توافق فعلی جای ندارد و مذاکرات موجود صرفاً بر توقف جنگ و کاهش تنش متمرکز است.
به بیان دیگر، اگر توافق ۶۰ روزه شکل بگیرد، نه پایان اختلافات بلکه انتقال آنها به مرحله بعدی خواهد بود. پرونده هستهای، تحریمها، داراییهای مسدودشده و حضور نظامی آمریکا در منطقه همچنان روی میز باقی خواهند ماند.
به نظر میرسد که احتمال دستیابی به یک آتشبس موقت و تمدید دوره تنفس دیپلماتیک همچنان وجود دارد. با این وجود، تا زمانی که گرههای اصلی از هرمز و پرونده هستهای گرفته تا جنگ لبنان و نقش اسرائیل باز نشود، هر توافقی شبیه تعویقی کوتاه در مسیر رویارویی بزرگ خواهد بود.
جدیدترین اخبار پربحث