یادداشت مهمان- «سارا قاسمی» تحلیلگر مسائل بین الملل: لبنان به عنوان یکی از متنوعترین و شکنندهترین جوامع منطقه، همواره در معرض تهدیدات متعددی قرار داشته است. از یک سو، رژیم اسرائیل با طمعورزی تاریخی، در صدد تسلط بر منابع آبی و خاک جنوب لبنان است. از سوی دیگر، گروههای تروریستی تکفیری امنیت داخلی این کشور را هدف گرفتهاند. در این میان، حزبالله به عنوان نیرویی برآمده از متن جامعه لبنان، نه تنها از این کشور در برابر تجاوزات خارجی دفاع کرده، بلکه مایه بقای لبنان به عنوان یک موجودیت یکپارچه و مستقل گشته است. این مقاله به تبیین پنج محور اصلی میپردازد که نشان میدهد حزبالله یک ضرورت انکارناپذیر برای لبنان است.
الف) دفاع از لبنان جامع و یکپارچه
کدام جریان سیاسی و نظامی توانسته است از تمام لبنان – فارغ از مذهب، قومیت و وابستگی حزبی – دفاع کند؟ واقعیت میدانی نشان داده است که تنها حزبالله توانسته است در قامت یک نیروی ملی، از کل خاک لبنان در برابر توطئههای خارجی محافظت نماید. حزبالله همواره از همکاری کامل با ارتش لبنان برای دفاع از کشور حمایت کرده است. این جنبش، سلاحهای خود را نه سلاحی رقیب ارتش، بلکه مکمل آن و در چارچوب یک راهبرد دفاعی مشترک تعریف میکند. «لشکر، مردم و مقاومت» سه ضلع مثلثی هستند که بازدارندگی لبنان را در مقابل اسرائیل ممکن ساختهاند.
ب) بیرون راندن اشغالگران از خاک لبنان
بزرگترین افتخار حزبالله، پایان دادن به اشغال نظامی جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی بود. عملیاتهای حزبالله، به ویژه در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، چنان فشار نظامی و تلفاتی بر ارتش اسرائیل وارد آورد که سرانجام در ۲۵ مه ۲۰۰۰، صهیونیستها مجبور به عقبنشینی تحقیرآمیز از جنوب لبنان شدند. این عقبنشینی، اولین شکست نظامی سخت ارتش اسرائیل در تاریخ منازعات عربی-اسرائیلی محسوب میشود. جنگ ۳۳ روزه تابستان ۲۰۰۶ نیز ثابت کرد که حزبالله تنها سپر دفاعی لبنان است. در آن جنگ، با وجود بمباران بیامان زیرساختهای لبنان، ارتش اسرائیل نتوانست به اهداف خود دست یابد و مجبور به پذیرش آتشبس بدون هیچ دستاوردی شد.
ج) خویشتنداری تاریخی در برابر نیروهای داخلی
حزبالله علیرغم داشتن تسلیحات سنگین و ساختار نظامی منسجم، هیچگاه از این سلاحها علیه رقبای داخلی خود در لبنان استفاده نکرده است. لبنان کشوری است با بیست و چهار طایفه و مذهب مختلف که تاریخچهای پر از جنگهای داخلی دارد. در چنین بافت شکنندهای، حزبالله که قدرتمندترین بازیگر نظامی غیردولتی است، میتوانست به راحتی از زور برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کند. اما این جنبش در تمام سالهای پس از جنگ داخلی، خویشتنداری کرده و همواره مسئله “مقاومت” را محدود به نبرد با دشمن خارجی کرده است.
د) شکست پروژههای تکفیری و تروریستی در لبنان
از سال ۲۰۱۱ به بعد، با ظهور گروههای تروریستی تکفیری مانند داعش و جبهه النصره، مرزهای شرقی و شمالی لبنان به شدت ناامن شد. این گروهها مناطق وسیعی در عرسال و بقاع لبنان را اشغال کردند و قصد داشتند لبنان را به صحنه جنایات خود تبدیل کنند. در این شرایط بحرانی، ارتش لبنان به تنهایی توان مقابله نداشت. این حزبالله بود که در کنار ارتش لبنان، عملیاتهای گسترده و مؤثری را علیه داعش و النصره در منطقه مرزی لبنان و سوریه (به ویژه عملیاتهایی مانند “فجر جرود” و “لبیک یا حسین”) ترتیب داد. نتیجه این حضور میدانی، پاکسازی کامل خاک لبنان از لوث وجود داعش و سایر گروههای تروریستی بود. اگر مقاومت نبود، لبنان امروز به سرنوشت عراق یا سوریه دچار شده و به بهشت تروریستهای تکفیری تبدیل میشد.
هـ) خدمات اجتماعی و زیرساختی؛ پر کردن خلأ دولت مرکزی
لبنان به دلیل مداخلات خارجی، همواره با ناکارآمدی شدید دولت مرکزی در ارائه خدمات پایهای به مردم مواجه است. مؤسسه جهاد البناء (شاخه عمرانی و خدماتی حزبالله)، بنیاد قرضالحسنه و بیمارستانهای وابسته به مقاومت، سالهاست که خلأ سنگین خدمات دولت مرکزی را پر کردهاند. خدمات این نهادها عبارتند از: ساخت و بازسازی مدارس و بیمارستانها، کمک به بازسازی منازل ویران شده در جنگها (به ویژه در جنگ ۲۰۰۶ و انفجار بندر بیروت)، ارائه وامهای بدون بهره (قرضالحسنه) به اقشار فقیر و متوسط برای ازدواج، مسکن و درمان، و مدیریت جمعآوری زباله و پسماند در مناطقی که شهرداریها از انجام آن عاجزند. این حضور همهجانبه خدماتی باعث شده است که حزبالله در میان اقشار محروم و مستضعف لبنان (صرف نظر از مذهب) محبوبیت بالایی داشته باشد.
ضرورت وجود حزبالله برای بقای لبنان
دلایل متعددی نشان میدهد که حزبالله نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای بقای لبنان است. اولاً: اسرائیل به دنبال “پروژه اسرائیل بزرگ” است که بخشهایی از لبنان را در بر میگیرد.
بدون وجود یک قدرت نظامی متعهد و دارای تج ربه میدانی بالا، لبنان قربانی آسان این پروژه خواهد بود. ثانیاً: دیپلماسی و نهادهای بینالمللی به تنهایی نمیتوانند جلوی تجاوزات رژیم صهیونیستی را بگیرند. ثالثاً: حزبالله تنها نیرویی است که میان پیروان مذاهب مختلف لبنان وحدت ایجاد کرده و از فروپاشی کامل نهادهای دولتی جلوگیری کرده است. رابعاً: در شرایط فعلی منطقه، خاورمیانه در حال ورود به نظمی جدید است که در آن، یا کشورها باید تابع اراده قدرتهای بزرگ شوند، یا با اتکا به توان داخلی از خود دفاع کنند. حزبالله توانایی دفاع داخلی را که ارتش لبنان از آن محروم است، به لبنان هدیه داده است.
وجود حزبالله برای بقای لبنان به عنوان یک کشور مستقل، مقتدر و یکپارچه نه تنها یک ضرورت، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر سیاسی و نظامی است. کسانی که خواستار خلع سلاح حزبالله هستند، خواستار حذف قدرت بازدارنده لبنان و تسلیم شدن در برابر پروژه توسعهطلبانه اسرائیل و تروریسم تکفیری هستند. ملت آگاه لبنان و همه آزادیخواهان جهان، این واقعیت را درک کرده و از آن دفاع خواهند کرد.

جدیدترین اخبار پربحث