سینمای ایران و جهان
روایتهایی که اگر ساخته شوند، «مختارنامه» تنها نخواهد ماند
مخاطب امروز فقط روایت ظهر عاشورا را نمیخواهد؛ او تشنه دانستن سرنوشت کاروان اسرا و روزهای پس از کربلاست.
منتشر شده
3 ساعت پیشدر
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: عاشورا در حافظه تصویری ایرانیان بیش از هر چیز با ظهر دهم محرم گره خورده است؛ با میدان کربلا، عطش، شهادت یاران امام حسین(ع) و حماسهای که قرنها روایت شده است. اما واقعیت این است که داستان عاشورا در عصر آن روز به پایان نمیرسد. شاید بتوان گفت بخش مهمی از پیام کربلا تازه از شب یازدهم محرم آغاز میشود؛ از لحظهای که خیمهها سوختهاند، شهدا بر خاک ماندهاند و کاروان اسرا راهی سفری تلخ و سرنوشتساز میشود.
مخاطب امروز تنها نمیخواهد بداند در ظهر عاشورا چه گذشت؛ او میخواهد بداند پس از آن چه شد؟ کاروان اهلبیت(ع) چگونه مسیر کوفه تا شام را پیمود؟ حضرت زینب(س) چگونه پیام کربلا را زنده نگه داشت؟ امام سجاد(ع) در برابر دستگاه تبلیغاتی بنیامیه چه کرد؟ اینها پرسشهایی است که پاسخ آنها کمتر در قاب تلویزیون و سینمای ایران دیده شده است.
اگر بخواهیم از میان آثار شاخص نامی ببریم، «مختارنامه» همچنان مهمترین تجربه تلویزیون در پرداختن به پیامدهای عاشوراست؛ مجموعهای که از واقعه کربلا عبور میکند و به قیام مختار برای خونخواهی شهدای کربلا میرسد. اما میان عصر عاشورا تا شکلگیری قیام مختار، فصلی عظیم از تاریخ قرار دارد؛ فصلی که قهرمانان اصلی آن حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع) و کاروان اسرا هستند؛ فصلی که هنوز سهم اندکی از تصویر دارد.

جالب آنکه اگر کمی در فضای مجازی و آرشیو آثار مذهبی جستوجو کنیم، به اثری برمیخوریم که دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته است؛ فیلم «کاروان سربلندی؛ موکب الاباء». اثری که شاید برای بسیاری از مخاطبان ایرانی ناشناخته باشد اما یکی از معدود تلاشهای تصویری برای روایت مسیر پس از عاشوراست.
این فیلم که به کارگردانی باسل خطیب، فیلمساز سوری ساخته شده، روایت خود را از آغاز حرکت امام حسین(ع) شروع میکند و قدم به قدم تا واقعه کربلا پیش میرود. اما نقطه تمایز آن جایی است که روایت در عصر عاشورا متوقف نمیشود. دوربین همراه کاروان اهلبیت(ع) میشود و مخاطب را به مسیری میبرد که کمتر در آثار نمایشی دیدهایم.
در بخش نخست، قیام امام حسین(ع)، حرکت از مدینه، ورود به کربلا و رخدادهای روز عاشورا روایت میشود. اما از بخش دوم، فیلم وارد مهمترین و کمتر دیدهشدهترین بخش تاریخ عاشورا میشود؛ یعنی اسارت اهلبیت(ع). کاروانی که از کربلا به کوفه و سپس به شام برده میشود و در هر منزلگاه، روایتی تازه از مظلومیت و مقاومت را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
بخش سوم فیلم از جمله قسمتهای متفاوت آن است. جایی که ماجرای گفتوگوی امام سجاد(ع) با یک راهب مسیحی به تصویر کشیده میشود. راهبی که در مواجهه با شخصیت و سخنان امام، با حقیقتی روبهرو میشود که مسیر باورهایش را تغییر میدهد. این بخش در واقع تلاش میکند نشان دهد پیام عاشورا محدود به یک قوم یا یک سرزمین نیست و حتی در دل جهان مسیحیت نیز میتواند تأثیرگذار باشد.
اما اوج روایت در بخش پایانی شکل میگیرد؛ جایی که خطبههای روشنگرانه حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در دربار یزید به تصویر کشیده میشود. همان خطبههایی که بسیاری از مورخان معتقدند اگر ایراد نمیشد، شاید پیام عاشورا در گردوغبار تبلیغات حکومت اموی دفن میشد. فیلم همچنین به ماجرای جانسوز شهادت حضرت رقیه(س) در خرابههای شام میپردازد و تلاش میکند تصویری عاطفی از روزهای پایانی اسارت اهلبیت(ع) ارائه دهد.
شاید این اثر از نظر امکانات و مقیاس تولید با پروژههای بزرگ تاریخی قابل مقایسه نباشد، اما یک نکته مهم را یادآوری میکند؛ اینکه هنوز دهها و شاید صدها داستان ناگفته در دل حوادث پس از عاشورا وجود دارد که قابلیت تبدیل شدن به سریالها و فیلمهای پرمخاطب را دارند.
این پرسش جدّی مطرح است که اگر یک فیلمساز سوری به سراغ این بخش از تاریخ رفته و آن را به تصویر کشیده، چرا سینما و تلویزیون ایران با این همه ظرفیت انسانی، هنری و فنی کمتر به این حوزه ورود کردهاند؟ بهویژه در روزگاری که فناوریهای نوین تولید، جلوههای ویژه رایانهای و امکانات تصویربرداری، مسیر ساخت آثار تاریخی را بسیار کوتاهتر از گذشته کرده است. قرار نیست برای هر پروژهای سالها منتظر بمانیم تا به سرانجام برسد. امروز میتوان با برنامهریزی درست، در مدت زمانی معقول آثاری تولید کرد که هم برای مخاطب داخلی جذاب باشند و هم امکان عرضه در سطح بینالمللی را داشته باشند.
اما مسئله فقط یک فیلم یا یک سریال نیست؛ مسئله ظرفیت بزرگی است که سالهاست کمتر به آن توجه شده است. تاریخ عاشورا پر از شخصیتها، روایتها و بزنگاههایی است که هر کدام میتوانند محور یک سریال مستقل باشند. از یاران کمتر شناختهشده امام حسین(ع) گرفته تا مسیر اسارت اهلبیت(ع)، از خطبههای روشنگرانه حضرت زینب(س) در کوفه و شام تا نقش امام سجاد(ع) در زنده نگه داشتن پیام کربلا؛ هر کدام از این مقاطع، جهانی از قصه و درام را در خود جای دادهاند.

این مطالبه البته تازه نیست. سالها پیش مجتبی یاسینی کارگردان سریال «طفلان مسلم»، در گفتوگویی با خبرنگار تسنیم از طرحهایی سخن گفته بود که هیچگاه فرصت تولید پیدا نکردند. یکی از مهمترین آنها، پروژهای درباره حبیب بن مظاهر بود؛ یار سالخورده و وفادار امام حسین(ع) که زندگی و شهادتش بهتنهایی ظرفیت یک سریال تاریخی پرکشش را دارد. این تنها یک نمونه است. فهرست طرحهایی که درباره شخصیتها و وقایع مرتبط با عاشورا نوشته شده اما به تولید نرسیدهاند، کم نیست. گویی بسیاری از مهمترین فصلهای این تاریخ همچنان پشت درهای تولید باقی ماندهاند.
در چنین شرایطی، سریال «نگین ارباب» را میتوان یکی از معدود تلاشهای جدی برای ورود به این عرصه دانست. مجموعهای به کارگردانی محمدحسین لطیفی که برخلاف بسیاری از آثار عاشورایی، تمرکز خود را بر روزگار پس از واقعه کربلا گذاشته است. قصه در سال 61 هجری میگذرد و از زاویه زندگی موالی و ایرانیانی روایت میشود که در فضای سیاسی و اجتماعی پس از عاشورا زندگی میکنند؛ شخصیتهایی که سرنوشتشان با جریان حق و پیام حسین بن علی(ع) گره میخورد. سریالی که گفته میشود بعد از دهه دوم محرم و شاید هم در ایام ماه صفر روی آنتن برود.

عکسهایی از پشت صحنه سریال «نگین ارباب»
نکته جالب توجه در صحبتهای لطیفی این است که او تنها از دشواریهای فنی و تولید یک سریال تاریخی نمیگوید؛ بلکه به مانعی اشاره میکند که شاید مهمتر از همه باشد؛ نبود اراده و سرمایه برای روایت چنین قصههایی. او معتقد است این دست آثار در فضای تجاری پلتفرمها کمتر مجال تولید پیدا میکنند، چرا که سرمایهگذار بیش از هر چیز به بازگشت سرمایه فکر میکند و طبیعی است که داستانهای تاریخی و مذهبی در اولویت نخست او قرار نگیرند.
لطیفی در توضیح چرایی پذیرش ساخت «نگین ارباب» جملهای قابل تأمل دارد: «این قصهها را جای دیگری نمیتوانم بسازم. پلتفرمها میگویند سرمایه حرف اول را میزند. یا قصه را خودشان میدهند و یا چون پول میدهند میخواهند در قصه تأثیرگذار باشند. برای چنین کارهایی هم معمولاً سرمایهگذاری نمیکنند.»
شاید همین چند جمله، پاسخ بخشی از یک پرسش قدیمی باشد؛ اینکه چرا با وجود این همه سوژه، این همه شخصیت و این همه ظرفیت دراماتیک، آثار تاریخی مرتبط با عاشورا و بهویژه پساعاشورا اینقدر اندک هستند. مسئله فقط کمبود فیلمنامه یا نویسنده نیست؛ مسئله آن است که روایت این قصهها به حامیانی نیاز دارد که فراتر از محاسبات اقتصادی، دغدغه حفظ و انتقال این بخش از حافظه تاریخی را داشته باشند.
اما در کنار همه این کمبودها، یک سؤال همچنان باقی است؛ ما تا امروز برای روایت عاشورا و روزهای پس از آن چه کردهایم؟

مرور کارنامه تلویزیون نشان میدهد آثار متعددی با الهام از فرهنگ عاشورا ساخته شدهاند؛ از «روایت عشق» به عنوان نخستین تجربه مستقیم تلویزیون در بازنمایی واقعه کربلا گرفته تا «فرستاده»، «معصومیت از دست رفته»، «آخرین دعوت»، «مختارنامه»، «مهمانکشی» و حالا «نگین ارباب». هر کدام از این آثار از زاویهای متفاوت به عاشورا نزدیک شدهاند و برخی از آنها نیز در حافظه مخاطبان ماندگار شدهاند.
با این حال، هنوز جای خالی روایتهایی احساس میشود که از عصر عاشورا آغاز شوند؛ از لحظهای که میدان نبرد به پایان رسید اما رسالت عاشورا تازه شروع شد. روایت راهی که از قتلگاه آغاز شد، از کوفه گذشت، به شام رسید و در نهایت پیام کربلا را به تاریخ سپرد.
امروز مخاطب ایرانی دیگر تنها به دنبال بازسازی یک واقعه تاریخی نیست. او میخواهد شخصیتها را بشناسد، سرنوشتها را دنبال کند و از دل تاریخ، پاسخ پرسشهای امروز خود را بیابد. به همین دلیل است که روایتهایی درباره حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع)، کاروان اسرا، یاران کمتر شناختهشده امام حسین(ع)، زنان حاضر در کربلا، کودکان عاشورا، مسیر کوفه تا شام و حتی زندگی کسانی که پس از عاشورا به جریان حق پیوستند، میتواند برای مخاطب امروز به همان اندازه جذاب و اثرگذار باشد که روایت روز عاشورا.
نگاهی به تجربههای موفق تاریخی تلویزیون نیز نشان میدهد هر زمان به سراغ روایتهای عمیق، شخصیتمحور و پرکشش رفتهایم، مخاطب از آن استقبال کرده است. از «مختارنامه» گرفته تا آثاری چون «معصومیت از دست رفته»، همگی ثابت کردهاند که تاریخ اسلام و تشیع نه تنها ظرفیت درام دارد، بلکه میتواند میلیونها مخاطب را با خود همراه کند. پس مسئله کمبود سوژه نیست؛ مسئله آن است که هنوز بخش بزرگی از این گنجینه روایی کشف و روایت نشده است.
شاید «نگین ارباب» و آثاری از این دست بتوانند آغازی برای توجه دوباره به این عرصه باشند؛ عرصهای که سالهاست میان دغدغه فرهنگی و ملاحظات اقتصادی گرفتار مانده است. اما واقعیت این است که یک یا دو سریال نمیتواند پاسخگوی عطش مخاطبی باشد که میخواهد عاشورا را کاملتر بشناسد. مخاطبی که دیگر تنها از ظهر دهم محرم نمیپرسد، بلکه میخواهد بداند بعد از آن چه گذشت؛ از عصر عاشورا تا خرابههای شام، از خطبههای کوفه تا بازگشت کاروان به مدینه.
شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه دوربینها از قتلگاه فراتر برود؛ به جادهای که از کربلا آغاز شد و تاریخ را تغییر داد. جادهای که هنوز پر از قصههای ناگفته است؛ قصههایی که اگر روایت شوند، نه فقط یک سریال یا فیلم موفق، بلکه بخشی از حافظه تاریخی نسل جدید را شکل خواهند داد. عاشورا تمام نشد؛ ما هنوز همه روایت آن را به تصویر نکشیدهایم.
انتهای پیام/
شاید دوست داشته باشید
ونزوئلا بار دیگر با زلزلهای شدید لرزید
روند مثبت رشد بخش ساختمان در ۱۴۰۴
تعیین تکلیف اراضی تصرفی در هفتمین جلسه هیئت نمایندگی استان بوشهر
بررسی آخرین وضعیت فنی و اجرایی پروژه سالن ورزشی شهرستان درگز در خراسان رضوی
تفتان به ایستگاه گمرکی ریلی تجارت ایران و پاکستان تبدیل شد
ببینید| آئین قرعه کشی بلوک های طرح نهضت ملی مسکن پروژه ۳۵ هکتاری شهرستان بهبهان
رفع مشکل اسنادمالکیت شهرک یاسر امیدیه پس از چندین سال
آخرین وضعیت واحدهای مسکن آسیبدیده خوزستان در جنگ/ رصد ویژه قراردادهای اجاره
برگزاری دومین جلسه پیگیری مصوبات کارگروه استانی پایش ایمنی ساختمانهای مهم و بلند مرتبه خوزستان ویژه شهر اهواز
اجرای ۲۳۰ کیلومتر خطکشی راههای مواصلاتی مازندران
خیمه سوزان عصر عاشورا در مشهد
ستاره سابق استقلال عزادار شد
عاشورا تنها یک واقعه نیست، بلکه یک سیر عظیم بیدارگری است
برای زیباتر شدن، درست آرایش کنید
از «مسجد ضرار»خواندنِ «اپرای عاشورا»ی غریبپور توسط فاطمه آلیا تا اشکهای شیخ حسن انصاریان
اقامه نماز ظهر عاشورا در بیله سوار
هشدار قاآنی به صهیونیستها؛ باید سراسر لبنان را ترک کنید
نقش تعیینکننده سابقه خانوادگی در بروز آسم
عارف: مردم اصلیترین میزبانان بدرقه آقای شهید ایران هستند

جدیدترین اخبار پربحث