به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات در باره عادل فردوسی پور نوشت: با یک داور هموطن که ترک وطن کرده درمورد فوتبال مصاحبه کرد و به او حمله شد. چندی بعد در مراسمی با یکی از مسئولین کشوری، خوشوبش گرمی کرد و به او حمله شد.
چون در این روزگار، کافی است یک قدم خلاف انتظار قبیله خود در هر زمینهای برداری. فرقی ندارد سیاست باشد یا اقتصاد، ورزش باشد یا هنر و فضای مجازی باشد یا واقعی! افراد در دو سوی این دعوا، با همه اختلافنظرهایشان، یک نقطه مشترک دارند: هر دو وفاداری مطلق را میطلبند؛ بدون هیچ سرپیچی، عاری از شک و تردید و بدون هیچ اعتراضی. هر دو انتظار دارند تا آخرین لحظه در سنگر خودی بمانی و اگر لحظهای از دستورات سرپیچی کردی، دیگر نه گذشته تو اهمیتی دارد، نه مبارزاتی که از سر گذراندی و نه سالها اعتمادی که ساختهای. گویی انسان، نه موجودی پیچیده، که سربازی است در این شطرنج اجباری.
این یادداشت، فقط قصه عادل فردوسیپور نیست. داستان بسیاری از هنرمندان، روزنامهنگاران، ورزشکاران و حتی آدمهای عادی است؛ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، عاشقان خشمند، نه گفتگو. عاشقان دوگانهاند، نه میانه. هرچه رادیکالتر، «بهتر» و هرچه منصفتر، «بدتر».
این روزها در کشورما، رادیکالیسم، محبوبترین کالاهاست؛ کالایی که کم خریدار ندارد و هزینه آن را جامعه میپردازد، جامعهای که در آن هر صدای مستقلی، دیر یا زود زیر فشار دو قطب متضاد خرد میشود و توان شنیدن صدای متفاوت را از دست میدهد.
دیگر نه میانهای وجود دارد و نه فضایی برای میانهروی. حقی برای حیات رنگی نیست جز سیاه و سپید. یا ایستاده کف میزنی، تشویق میکنی و مجیز میگویی یا تمامقد و با فریاد، ناسزا.
مهم نیست مسأله چیست، خواه هنر و هنرمند، خواه ورزش و ورزشکار، خواه کتاب و نویسنده، خواه فیلم و فیلمساز، خواه هرچه دگر. مهم این است که چپ نمیفهمد، راست نیز؛ مخالف نمیفهمد و موافق، هم. در دورترین نقطه ممکن از دموکراسی، گویی تنها و تنها من میفهمم و تو یا با منی و دوست، یا نیستی و دشمن. در این زمین بازی، تعادل و عدالتی وجود ندارد، حتی برای عادل!
17302

جدیدترین اخبار پربحث