سینمای ایران و جهان
نامزد نقش پدر زیزیگولو بودم/آدمبزرگها بهاندازه کافی جشنواره دارند!
حسین رفیعی ضمن اشاره به اهمیت جشنواره فیلم کودک گفت نامزد ایفای نقش پدر زیزیگولو بوده است.
منتشر شده
16 دقیقه پیشدر
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، برای متولدین دهه شصت و هفتاد نام حسین رفیعی، نام آشنایی است، مجری و بازیگری که در بسیاری از خاطرات مشترک نسل ما حضور داشته و او را در فیلم ها، برنامه ها و سریال های مختلفی دیدهایم.
به بهانه نزدیکی به ایام برگزاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان با او که این تجربه زیادی در آثار مرتبط با این نسل دارد، در دوره هایی مجری و داور جشنواره کودک هم بوده است، گفتوگو کردیم.
فیلم «محمد رسولالله» را در سینما در بچگی دیدم و لذت بردم
* اولین دفعاتی را که به سینما رفتید به خاطر دارید؟
من در محله نظامآباد تهران بزرگ شده ام. چهارراه نظامآباد یک سینمای قدیمی داشت که «سانس آزاد» بود. یکسری پیت نفت خالی در سالن سینما بود که ابر دوزی کرده بودند و زمانی که همه صندلیها پر میشد، بقیه از آن پیتها استفاده میکردند. در مدل سانس آزاد هر ساعتی میخواستید وارد سینما میشدید، از هر جایی که میرسیدید فیلم را میدیدید و وقتی هم فیلم تمام میشد، در سالن میماندید و قسمتی را که ندیده بودید از اول نگاه میکردید. بیرون سالن سینما هم یکسری عکس از سکانسهای فیلم وجود داشت و دیدن این عکسها هم خیلی جذاب بود. یکی از آثاری که قدیم در سینما دیدم و خیلی لذت بردم، فیلم «محمد رسولالله» بود که خیلی در سالن سینما تماشایی بود.
رضا رویگری را در جشنواره دیدم اما فکر نمیکردم روزی با او همبازی شوم
* چه زمانی علاقهمند به حضور در فضای سینما شدید؟
من هنرجوی هنرستان ارشاد بودم و به ما از ارشاد کارت میدادند و فیلمهای جشنواره فجر را میدیدیم. یادم هست در یکی از اولین دفعات که فیلمی در سالن سینمای جشنواره دیدم، مرحوم رضا رویگری هم حضور داشت آن هم وقتی او را بیشتر با قطعه ماندگار «الله، الله» می شناختیم و از تلویزیون پخش می شد. خیلی خوشحال شدم که از نزدیک او را دیدم. آن زمان اصلاً فکر نمیکردم روزی خودم بازیگر شوم و با او همبازی باشم.
* فیلم کودک چطور؟ اثر خاصی هست که در گذشته در سینما دیده باشید؟
قطعاً دیدم اما دقیق یادم نیست، اما بزرگتر که شدم، برادرم را به سینما میبردم و یکی از خاطراتم مربوط میشود به اکران یک کارتون در سینمایی اول خیابان جمهوری به نام «یونیکورن تکشاخ» که خیلی آن را دوست داشتیم. البته که «مدرسه موشها» را هم در سینما دیدم.
* اولین فیلمی که خود شما خواستید در سینما ببینید چطور؟ آن را هم بهخاطر ندارید؟
اولین فیلمی که با همسرم به سینما رفتم، فیلمی بود که در سال 73 بازی کرده بودم به نام «مصائب عاشق فقیر». به او گفتم که در این فیلم بازی کردم. من، مهران غفوریان، بیژن بنفشهخواه و کیهان ملکی در این فیلم حضور داشتیم و من دائم در سالن سینما هیجان داشتم و به همسرم میگفتم «صحنه من نزدیک است، الان وارد میشوم» من برای این فیلم سه روز سر فیلمبرداری بودم؛ اما در مونتاژ فقط یک لحظه کوتاه حضور داشتم. از شانس بد در همان پلان که از جلوی دوربین رد میشدم، همسرم عطسه کرد و من را ندید و ما مجبور شدیم یک سانس دیگر در سالن بمانیم تا فیلم را از اول ببینیم.
در رشته آموزش هنر برای کودکان کار کردم
* در کارنامه هنری شما آثار زیادی مربوط به کودکان و نوجوانان است، چه شد که به سمت این حوزه رفتید؟
من دیپلم و لیسانس نقاشی دارم و گرایشم آموزش هنر برای کودکان بود. به همین دلیل از همان اول کارم جذب کار کودک شدم. سال 73 یا 74 بود که «نوید بابا» را در تلویزیون داشتم. بعد از آن هم در روزهای جهانی کودک در تلویزیون برنامه اجرا کردم و بعد وارد برنامه «نیمرخ» شدم و این مسیر را ادامه دادم. به نظرم کار برای کودکان بسیار جذاب است، البته باید کودک درونت هم فعال باشد. من چون در کوچهپسکوچههای محله نظامآباد بزرگ شدم، کودک درونم مقداری بیشفعال بود!
* و انگار آن زمان ذائقه بچهها را هم خوب میشناختید.
ما کارهایی تولید کردیم که برای متولدین دهه 60 خوب بود، چون آن زمان نه شبکههای اجتماعی و موبایل بود و نه این مسائل که امروز مد شده است. به همین دلیل تلویزیون برای ما خیلی جذاب بود. درواقع دو سه شبکه بیشتر نداشتیم و با این وجود کارتون تکراری والت دیزنی، «رابین هود» را هر سال در تعطیلات نوروز میدیدیم یا سریال «زورو» و کارهایی ازایندست.
روزگاری تلویزیون تنها همدم مردم و بچهها بود
* فکر میکنید برنامه کودک دهه شصت و هفتاد تلویزیون، با آثار امروز چه تفاوتهایی دارد؟
به نظرم برنامه کودک برای آن نسل خیلی جذابتر و بامحتواتر بود و بیننده بیشتری هم داشت. تلویزیون تنها رفیق و همدم مردم بود و سریالها و فیلمها و برنامههای اختصاصی دیده میشدند. زمان مربوط به هر قشری در تلویزیون معلوم بود و هرکسی بخش موردعلاقهاش را میدانست چه ساعتی از تلویزیون پخش میشود.
وقتی تعداد شبکهها زیاد شد، انگار همه اشباع شدند
* پس به نظر شما چه اتفاقی افتاد که تلویزیون و برنامه های کودکش مثل قدیم ها نیست؟
وقتی تعداد شبکهها زیاد شد، انگار همه اشباع شدند و بعد هم که پلتفرمها و شبکههای اجتماعی آمدند، شرایط تغییر کرد. تا جایی که امروز آرشیو بعضی از خانوادهها از زندگیشان در فضای مجازی از آرشیو صداوسیما قویتر است! از طرف دیگر مردم امروز هر فیلمی را که اراده کنند، در اینترنت جستوجو میکنند و تماشا میکنند ولی ما باید یک سال برای تماشای یک اثر تکراری صبر میکردیم و اگر در زمان پخش نمیدیدیم، آن را از دست میدادیم.
نامزد بازی در نقش آقای پدر در سریال «زیزیگولو» بودم
* کاری در حوزه کودک بوده که دوست داشته باشید در آن بازی میکردید؟
حتماً اینطور بوده، چون من همیشه کار کودک را خیلی دوست داشتم و یکی از شانسهایی که من داشتم این بود که برای بازی در نقش آقای پدر در سریال «زیزیگولو» کاندید شدم. تست گریم هم دادم و جلسات اولیه هم برگزار شد. در آخر من و امیرحسین صدیق دو گزینه نهایی شدیم که در نهایت امیرحسین عزیز انتخاب شد و چقدر زیبا و درجه یک بازی کرد. من خیلی دوست داشتم آن نقش را بازی کنم ولی وقتی خروجی کار را دیدم، متوجه شدم امیرحسین جای درستی ایستاده و نتیجه کار هم خیلی درست و خوب از آب درآمد. این شاید تنها نقشی بود که دوست داشتم در همان زمان بازی کنم.
نسل همکلاسی هایم از «ساعت خوش» به بدنه اصلی سینما رسیدند
* اگر بخواهید یک دوره از زندگی هنریتان را انتخاب کنید و راجع به آن صحبت کنید، کدام برهه است؟
دوران دانشگاه خیلی شیرین بود. ما اولین ورودیهای دانشگاه هنر و معماری دانشگاه آزاد بودیم نسلی که خیلی از ما پشت خط دانشگاه تهران مانده بودیم ولی در نهایت تیمی از بچههای بااستعداد بودیم که اکثرشان روی کار آمدند و خودشان را نشان دادند. گروه ما که مثلاً در آن سالها با برنامه «ساعت خوش» کار را شروع کردند، امروز بدنه اصلی سینما هستند. بچههایی مثل مهران غفوریان، بیژن بنفشهخواه، شهاب عباسی، جواد رضویان و… هم دانشگاهی ما بودند. روزهای درخشان با خاطراتی فراموشنشدنی داشتیم.
اینکه من در خاطرات شاد مردم هستم، باعث افتخار من است
*تمام هم دانشگاهی که به آنها اشاره کردید، به سمت آثار نمایشی رفتید، شما چرا اجرا را انتخاب کردید؟
آن زمان که از بازیگری به سمت اجرا آمدم، این مسئله اصلاً باب نبود و خیلیها به من ایراد گرفتند و گفتند بازیگری که به سمت اجرا میرود، دیگر نباید و نمیتواند بازیگر شود! اما بهمرور دیدیم که کمکم همه بازیگران وارد حوزه اجرا شدند و مجریگری کردند و باز هم بازیگری کردند و کسی به آنها کاری نداشت. من خودم را یک هنرجو دیدم که در همه عرصهها مثل تئاتر، رادیو، تلویزیون و سینما حضور داشتم و فعالیت کردم.
شاید تعداد فیلمهای سینمایی یا سریال کمتر داشتم و بیشتر در حوزه اجرا فعالیت کردم، ولی خوشحالم از مسیری که رفتم چون در کارهای خوبی بودم و با آنها خاطره دارم. اینکه من در خاطرات شاد مردم هستم، باعث افتخار من است. گاهی در مترو یا خیابان مردم من را میبینند و یک لبخند میزنند. من خدا را شکر میکنم که در خاطرات شاد مردم بودم.
نسل ما نسل بچههایی بودند که مادرانشان نگران بودند مبادا فرزندانشان سیگار بکشند…
*و این خیلی نعمت بزرگی است.
حقیقتاً بله. کار ما طوری است که باید حال دل مردم خوب باشد که برای آنها کار کنیم. زمانی که حال دل مردم خوب نیست که دلایل مختلفی میتواند داشته باشد از جنگ گرفته تا معضلات اقتصادی و اجتماعی و… کار ما هم نمیگیرد.
البته این را هم باید گفت که هنرمند بودن ذاتی است. تو با چوب جادو نمیتوانی کسی را هنرمند یا ورزشکار کنی. باید در وجودت باشد. من کارگر پدرم بودم و هرچه یاد گرفتم از پدرم آموختم و با نگرانیهایی که مادرم داشت رشد کردم. نسل ما نسل بچههایی بودند که مادرانشان نگران بودند مبادا فرزندانشان مثلاً سیگار بکشند. امروز در حالی که من یک پسر 25ساله دارم، مادرم هنوز نگران است که فیلم یا سریالی بازی نکنم که نقشم در آن یک آدم سیگاری باشد!
*یکی از شخصیتهای دوستداشتنی تلویزیون در دهه هفتاد «فَ فَ» بود، این کاراکتر از کجا آمد و چطور شکل گرفت؟
در زمان نوجوانی ما، هرکسی که اول اسمش «ف» بود، مثل فرهاد یا فرامرز یا فرشاد به او میگفتند «فَ فَ». ما یک دوستی داشتیم که اسمش با «ف» شروع میشد و کمی هم سوسول بود. ما هم اصطلاحاً لاتی حرف میزدیم و میگفتیم «فلانی، فَ فَ بازی درنیار!» هر موقع میخواستیم این دوستمان را اذیت کنیم، لحنمان را تغییر میدادیم و با او صحبت میکردیم. این حرکت تا بزرگسالی در ذهن من مانده بود. بعد یک برنامهای با بیژن بنفشهخواه داشتم و من پیشنهاد دادم شخصیتم اینطور صحبت کند اما وقتی دستاندرکاران «نیمرخ» آن را دیدند، پیشنهاد دادند من کنار امیرحسین مدرس بروم و فقط در ویژهبرنامه حضور داشته باشم. قرار بود فقط بگویم «هفت، هفت، هفتاد و هفت» و من این لحن و کاراکتر را به آن برنامه بردم که خدا را شکر با استقبال هم مواجه شد و مردم شخصیت «فَ فَ» و تکه کلامهایش مثل «موقشنگ» را خیلی دوست داشتند.
آدمبزرگها بهاندازه کافی جشنواره دارند!
*کمی هم راجع به جشنواره پیش روی فیلمهای کودکان و نوجوانان هم صحبت کنیم. جایگاه این رویداد در سینمای ایران را چطور میبینید؟
من چند دوره داور جشنوارههای مختلف کودک بودم و چندین دوره هم بازیگر و مجری این رویدادها بودم و با فضای آنها آشنا هستم. به نظرم جشنوارهای در حد و اندازه فیلمهای کودکان و نوجوانان باید از اهمیت ویژهای برخوردار باشد و همواره هوای آن را داشت. کشوری که به کودکان و نوجوانانش توجه کند و برای آنها برنامه داشته باشد، روبهرشد است و در ادامه موفق خواهد بود. ولی اگر بچهها را نادیده بگیریم و به آنها توجه نکنیم، قطعاً کشور در آینده دچار مشکل میشود. من خیلی ذوق میکنم که میبینم چراغ رویدادی مثل جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان همچنان روشن است و دم کسانی که این جشنواره را برگزار میکنند، گرم. آدمبزرگها بهاندازه کافی جشنواره دارند و باید به فکر بچهها بود. در این رویداد خلاقیت و استعداد حرف اول را میزند و خیلی از چهرههای آینده ایران در حوزههای هنری، فرهنگی، علمی و حتی سیاسی جامعه، از دل همین بچههایی که در این رویداد شرکت میکنند بیرون میآیند.
انتهای پیام/
شاید دوست داشته باشید
وضعیت توزیع واکسن آنفلوانزا در کشور
افتتاح مرکز خدمات جامع سلامت سراوان
نامزد نقش پدر زیزیگولو بودم/آدمبزرگها بهاندازه کافی جشنواره دارند!
برنامه علی ضیاء تا کجا میخواهد مرزهای اخلاقی را جابهجا کند؟
پاسخ جهانگیر الماسی به ویدئوی جنجالی؛ چه کسی گفته من پول غذا ندارم؟
قیمت پراید کارکرده امروز؛ برای خرید پراید چقدر پول لازم است؟
روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/ از ستاره سینما و فعالیتهای بشردوستانه تا بیوتی بلاگر و چهره شبکههای اجتماعی
مازندران رتبه نخست کشور در تعداد رقبههای موقوفات را دارد
«سنگنامه» ساخته پوریا پروینی آماده نمایش شد
کارنامه بازارها از فروردین تا مرداد/ کدام بازار سودسازتر بود؟
بازگشت بازیگر «بچهمهندس» با «پرنده کوکی»
قیمت سرورهای هوش مصنوعی انویدیا بیش از ۱۵ درصد گرانتر میشود
بازار خودرو سهنرخی شد + جدول قیمت
بشنوید | ترافیک نیمهسنگین در محور چالوس و آزادراه قزوین-کرج/ ترافیک روان در آزادراههای شمالی
جلسه هماندیشی راهاندازی درگاه ملی حمل بار در راهداری قزوین برگزار شد
جداییهای جنجالی سلبریتیها؛ ستارههایی که مجبور شدند جلوی دوربین نقش عاشق را بازی کنند
«بچهزرنگ» به تلویزیون میآید/ پخش عیدانه انیمیشن ۸ شهریور از شبکه کودک
«ساختمان شیشهای» 2 بار هدف قرار گرفت؛ مرتبه دوم، سهطبقه فروریخت

جدیدترین اخبار پربحث