ساخت بازیهای تراز اول روزبهروز پرهزینهتر میشود؛ بهویژه در آمریکای شمالی که بسیاری از مهمترین استودیوهای صنعت بازی در آنجا مستقر هستند.
در شرایطی که بسیاری از شرکتها منابع هنگفت توسعه خود را به ساخت بازیهای سرویسمحور با قابلیت درآمدزایی نامحدود اختصاص میدهند، چگونه به استودیوهایی مانند ناتی داگ اجازه داده میشود تا سالها برای ساخت بازیهای تکنفرهای که تجربه آنها نقطه پایانی دارد، سرمایهگذاری کنند؟ دلیل این امر احتمالاً آن است که سونی برای تداوم فروش کنسولهای پلی استیشن ۵ به چنین بازیهایی نیاز دارد.مت ردفورد، طراح سابق جلوههای بصری در بازیهای The Last of Us و Uncharted 4، در مصاحبهای با رسانه Kiwi Talkz میگوید:برداشت من این است که ناتی داگ واقعاً برای فروش سختافزارهای سونی وجود دارد. دلیل فوقالعاده بودن ناتی داگ این است که آنها به اندازه سایر شرکتها سودمحور نیستند؛ زیرا هدف آنها ایفای نقش به عنوان یک پرچمدار برای فروش سختافزار است. سونی درآمد خود را از طریق فروش سختافزار به دست میآورد و من فکر میکنم این استراتژی به خوبی جواب داده است.اگر تاکنون از خود پرسیدهاید که چرا بازیهای فرستپارتی سونی، مایکروسافت و نینتندو معمولاً از نظر گرافیکی بهتر به نظر میرسند و نسبت به عناوین تردپارتی از کیفیت بیشتری برخوردارند، این موضوع دستکم بخشی از دلیل آن است.بازیهای انحصاری و فرستپارتی کمک میکنند تا یک کنسول برای خریداران احتمالی جذابتر به نظر برسد. شما نمیتوانید یک بازی پلتفرمر به خوبی Super Mario را روی ایکس باکس تجربه کنید. نمیتوانید یک بازی شوتر به خوبی Halo را روی پلی استیشن پیدا کنید و همچنین، امکان تجربه یک بازی اکشن داستانمحور به جذابیت Uncharted روی کنسولهای نینتندو وجود ندارد.دستکم در تئوری همیشه اینگونه بوده است. اگر سازندگان بیش از هر چیز به دنبال فروش نسخههای بیشتری از بازیهای خود بودند، طبیعتاً با عرضه آن عناوین روی چندین پلتفرم به این هدف دست مییافتند؛ درست همانطور که مایکروسافت اکنون این رویه را در پیش گرفته است. اما برای سونی، بخش مهمی از ارزش کنسول پلی استیشن در این است که این دستگاه تنها جایی است که میتوانید بازیهایی مانند God of War، The Last of Us یا Spider-Man را تجربه کنید و با توجه به اینکه فاصله زمانی میان عرضه این عناوین روزبهروز بیشتر و تعداد آنها کمتر میشود، تکتک آنها باید از کیفیت بسیار بالایی برخوردار باشند. ردفورد در ادامه میگوید:من فقط امیدوارم که این روند ادامه پیدا کند، زیرا زیبایی واقعی ماجرا در این است که چنین آثاری اصلاً وجود دارند. شاید روزی فرا برسد که دیگر امکان صرف بودجههای ۶۰۰ میلیون دلاری یا ارقام نجومی برای ساخت یک بازی اکشن جذاب با داستانی قدرتمند وجود نداشته باشد. من و دوستانم در گفتگوهایمان اغلب با اشاره به بازیهای ناتی داگ مانند Uncharted 4 یا The Last of Us 2 از خود میپرسیم: آیا این بهترین بازی ویدیویی خواهد بود که تا به حال ساخته شده است؟ردفورد به عنوان مثال به کلیساهای جامع باستانی و دیگر شاهکارهای معماری در سراسر جهان اشاره میکند؛ آثاری که همگی به عنوان شواهدی از یک زمان و مکان بسیار خاص باقی ماندهاند؛ دورانی که هنرمندان و صنعتگران مهارتهای ویژهای را در خود پرورش داده بودند و این فرصت به آنها داده شد تا از این مهارتها برای خلق آثاری استفاده کنند که قرنها پابرجا ماندهاند.شما میتوانید خودتان تصمیم بگیرید که The Last of Us چگونه با کلیسای سیستین قابل مقایسه خواهد بود، اما نکته مهم این است که به گفته ردفورد، چنان شاهکارهای معماری هرگز دوباره ساخته نخواهند شد زیرا دیگر آن استعدادها وجود ندارند. او میافزاید:مردم، فرآیندها و تخصصها تغییر کردهاند. ما اکنون روشهای بهتری برای ساختوساز داریم، با این حال هیچیک از ساختمانهای امروزی شبیه به آن شاهکارهای معماری قدیمی نیستند.ردفورد از خود میپرسد:آیا بازیهای ویدیویی نیز به چنین سرنوشتی دچار خواهند شد؟ مثلاً به بازیهایی مانند Intergalactic، Uncharted 4 یا The Last of Us 2 نگاه خواهیم کرد و حجم بالای نقشآفرینیهای انسانی را در آنها خواهیم دید. بازیگری و نویسندگی، مدلسازی، مجسمهسازی و نقاشی را میبینیم و با شگفتی خواهیم گفت: وای، باورت میشود که همه اینها با دست انجام شده است؟ درست مانند کسی که سقف آن کلیسا را نقاشی کرده است.
جدیدترین اخبار پربحث