فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نزدیک به 50 شب است که مردم در کف خیابانها ایستادهاند و از حمایت نیروهای مسلح و وطنشان دست برنداشتهاند؛ در سوی دیگر، نیروهای مسلح نیز از هیچ کوششی برای دفاع از ایران دریغ نکردند. ایستادگی مردم در این روزها، نمادی از پیوند ملت و نیروهای مسلح و تعهد به وطن است.
روزها و شبهایی که در گوشهگوشه شهر تجمعها شکل گرفت و فریاد «ایران، ایران» بلند شد، سرانجام شبهایی رسید که تهدیدها علیه زیرساختهای کشور به اوج خود رسید و حساسیت لحظهها به حدی بالا گرفت که همه دریافتند ایران در یک بزنگاه تاریخی ایستاده است.
در این شرایط، هنرمندان نیز به میدان آمدند و بسیاری مسئولیت اجتماعی و وطنپرستی خود را به نمایش گذاشتند. هرکسی به روش خود وارد میدان شد: برخی با حضور مستقیم در مراکز امدادی و امنیتی، برخی با کمک به آسیبدیدگان، مانند اقدام علیرضا کمالی که بخشی از دستمزد هنرمندان را به آسیبدیدگان جنگ اختصاص داد، برخی با انتشار پیام و استوری و برخی با حضور در تجمعات خیابانی.
صدای نطقکشی هنرمندان نیز شنیده شد. متین ستوده با متنی صریح و احساسی سکوتها را شکست و نوشت: «اگر مخالفت با حمله آمریکا و اسرائیل به وطن و گریه برای کودکان کشتهشده بیشرفی است، من بیشرفترینم. منِ بیشرف، عاشق این خاکم و به این بیشرفی تا ابد افتخار میکنم.» فلامک جنیدی و الهام پاوهنژاد نیز با بیان تجربهها و تصمیمهای شخصی خود، حضور کنار مردم را انتخاب کردند و نشان دادند که حقیقت و تعهد هنرمندان قابل خاموش شدن نیست.
پاتوق هنرمندان در باغ فردوس؛ شبی پرنور با چای، موسیقی و روایت
پرسشی که این روزها برای بسیاری مطرح است این است که چرا برخی سلبریتیها با چه رویی دیرتر میخواهند مردم را ببینند؟ چرا دلشان برای آسیبدیدگان نمیسوزد و مواضع خود را شفاف و با صدای بلند اعلام نمیکنند؟ آنقدر که برخی در لفافه صحبت میکنند، معنایی جز محافظهکاری ندارد. در مقابل، پرویز پرستویی با صدای بلند اعلام کرد: «اعتراضها برای بعد است، الان باید برای اقتدار ایران تلاش کنیم.» این شفافیت و صداقت در موضعگیری اهمیت واقعی حضور هنرمندان در بحران را نشان میدهد.
مهران غفوریان نمونهای برجسته است؛ بازیگری که سالها لبخند بر لب مخاطبان آورده، اما در بزنگاهها، وطنپرستی خود را اثبات کرده است. او نه تنها در قاب تلویزیون، بلکه در مراکز خدماتی مانند آتشنشانی و هلالاحمر حضور یافت، با نیروهای امدادی دیدار کرد و همدلی خود را نشان داد. او در رسانهها و برنامههای مختلف از تأثر عمیق خود نسبت به آسیبدیدگان سخن گفت و اعلام کرد که نام ایران برای او مفهومی سرشار از احترام و تعلق است. این شفافیت و بیان بیپرده احساسات، نشان میدهد که هجمهها و تهدیدها نمیتوانند میهنپرستی هنرمندان را خاموش کنند.
گام تازه هنرمندان؛ علیرضا کمالی و فراخوان حمایت از آسیبدیدگان جنگ
در کنار غفوریان، بهمن دان، مهران رجبی، فریده سپاهمنصور، حسین یاری، مجید واشقانی، هدایت هاشمی، پردیس احمدیه و جواد قارایی نیز حضور فعال داشتند و حتی برخی هنرمندان بینالمللی مانند دنیرو و آرنولد هم در میدان حاضر شدند. این حضورها نشان داد که مسئولیت اجتماعی و دفاع از وطن، فارغ از شهرت و درآمد، باید در اولویت باشد.
با این حال، همه واکنشها یکسان نبود. برخی چهرهها که معمولاً برای کوچکترین مسائل واکنش سریع نشان میدهند، این بار سکوت کردند و حتی تا شبهای پایانی وارد میدان نشدند. شبی که دوباره تهدیدها علیه زیرساختهای ایران بالا گرفت و رئیسجمهور آمریکا چند بار چنین تهدیدی را تکرار کرد، پیامها و موضعگیریها ناگهان از راه رسید. آن شب مصادف با چهلم شهدای میناب هم بود و برخی پیامهای خود را به همین مناسبت منتشر کردند؛ گویی فرصتی برای جبران سکوت چهل روزه فراهم شد.
در ذهن بسیاری، این پرسش پررنگ شد که چرا هنرمندانی مانند نوید محمدزاده و محسن تنابنده، که پیشتر در مسائل مختلف واکنش سریع نشان میدادند، اینبار دیرتر وارد میدان شدند. یا برخی دیگر که در دورهای میداندار اعتراضات خیابانی بودند، تقریباً هیچ حضوری نداشتند. این واقعیت برای مخاطبان تلنگری بود که نشان داد دشمن، دشمن است و بیگانه، بیگانه.
آنچه از نزدیک به 50 شب اخیر روشن شد، این است که مرز میان سکوت و ایستادگی برای مردم و هنرمندان دیگر مبهم نیست. حضور واقعی و مسئولانه در لحظات حساس، بالاترین تعهد به وطن است و هر سکوت یا موضعگیری معنای عمیقتری پیدا کرده است.
انتهای پیام/
جدیدترین اخبار پربحث