با ما همراه باشید

سینمای ایران و جهان

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

«این میزان ملاحظه‌کاری با طبع سینما نمی‌خواند و باید از بین برود، چرا که سینما به ریسک‌پذیری احتیاج دارد، منتها نباید فراموش کرد که این‌ یک پروسۀ ناگهانی و سریع نیست چون ما الان در حال ترنزیشن (انتقال) هستیم و دقیقا نمی‌دانیم چه چیزی روبروی ماست. خیلی از مسائل منوط به اتفاق‌هایی است که بر سر جنگ در خاورمیانه می‌آید.»

منتشر شده

در

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، جملات بالا بخشی از حرف‌های فرزاد مؤتمن در میزگردی است که سرویس سینمایی ایسنا با عنوان «واقعیت سینمای ایران؛ از امروز تا آینده» با حضور این فیلمساز و نیز علیرضا رئیسیان و ابوالحسن داودی برگزار کرد.

در این نشست هر کدام از این سینماگران که چند سالی است فیلم نساخته‌اند، به بیان دغدغه‌های خود درباره وضعیت فعلی سینما پرداختند و بر چند مسئله تاکید کردند؛ از جمله اینکه برای بهبود شرایط سینما باید اجازه داده شود تا فیلم‌هایی تولید شوند که اعتماد مخاطب را برگردانند. این تصمیم مستلزم پذیرش تغییر مسیر و سیاستگذاری است که باید با مشارکت حاکمیت و اهالی سینما انجام شود.

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

در این زمینه علیرضا رئیسیان می‌گوید: «آیا سینمای ما با همین فرم و شکل فعلی، می‌تواند مخاطبِ کمی متفاوتِ امروز، مثل جوان‌ها و تحصیل‌کرده‌های به‌روز را اقناع و با آن‌ها رابطه برقرار کند؟ به نظر، پاسخ منفی است چون سینما بسیار عقب‌تر از این حرف‌هاست. یک دلیل مهم آن از دید من و برخی دوستان همفکرم، وجود سیاست‌های اشتباهِ راهبردی در زمینۀ سینما و کلاً هنر است و تا این وضعیت حل نشود آن امکانات دیگر به کمک نمی‌آید.»

او که نزدیک به یک دهه است فیلمی در سینما نساخته، علت کار نکردنش را اینطور توضیح می‌دهد: «فیلم نساختن برای من یک تصمیم شخصی است چون فیلم‌های ما دیگر شبیه زندگی مردم به معنای قشر وسیع جامعه نیستند. در دورانی فکر می‌کردیم اگر مثلاً پوشش در یک فیلم اینگونه باشد به جای آن، حرف مهم‌تری می‌زنیم و می‌شود این دروغی را که می‌گوییم نادیده گرفت اما الان دیگر آن هم وجود ندارد. وقتی فیلم شما هیچ نسبتی با امکانات و شرایط و مقتضیات زندگی طبقۀ متوسطی که عموماً همان‌ها تماشاگران سینما هستند، نداشته باشد همین وضعیت پیش می‌آید.»

رئیسیان که سینما را ورشکسته می‌داند، در توضیح آن به آماری رسمی اشاره می‌کند: «آمار منتشر شده توسط وزارت ارشاد نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۳ دولت قبل سعی می‌کرد با فیلم‌های کمدی و عامه‌پسند بقیۀ مسائل را زیر پوشش قرار دهد. براساس آن اطلاعات پنج فیلم بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان فروش داشتند و چهار فیلم بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان؛ یعنی آن پنج فیلم سود کردند، چهار فیلم بعدی به سرمایۀ اولیۀ خود رسیدند و بقیه ضرر کردند. این سینما عملاً از نظر اقتصادی ورشکسته است.»

کارگردان «ریحانه» و «چهل سالگی» همچنین در بخشی از صحبت‌های خود این پرسش را مطرح کرد: «وقتی یک دولت می‌تواند به راحتی با تصویب یک آیین‌نامه، مرحلۀ اول یک خطِ باطل یعنی پروانه ساخت را بردارد، چرا برنمی‌دارد و اقدامی نمی‌کند؟ واقعاً دلیل عقلی و منطقی آن چیست؟ فشارهای بیرونی! فشارهای بیرونی چه کارکردی دارد؟ می‌تواند شما را مجبور کند در موضع تدافعی قرار بگیرید. حالا این سینمای ما چیزی است که مطمئنم نه آن‌هایی که دارای قدرت سیاسی هستند از آن راضی‌اند و نه مردم راضی هستند که این روند را در ریزش مخاطب می‌بینیم. خرداد ۱۴۰۴ که جنگ هم بود بیشتر از امسال تماشاگر داشتیم و عدد فروش که با گران‌تر شدن بلیت افزایش یافته، یک حُقه است.»

او وضعیت سینمای ایران در حوزۀ بین‌الملل را به صفر رسیده می‌داند و می‌گوید: «واقعا یک پرسش مهم این است که چه افتخاری دارد شما سینمایی را که در دنیا دارای مقام و مرتبه و اعتبار بود، در مقطعی ۸۱ میلیون نفر بیننده داشت و سال ۱۳۶۹ هر ایرانی در کشور دو و نیم بار به سینما می‌رفت، به این اعداد و ارقام فاجعه‌بار الان برسانید؟»

رئیسیان در عین حال تاکید دارد: «همۀ ما منتقد این وضع هستیم و برای آن راه حل هم داریم چون سی و چند سال است که زندگی خود را در این عرصه گذرانده‌ایم. اگر بخواهید با همین دست فرمان پیش بروید همان اتفاقی که در محدودۀ بزرگ فرهنگی رخ داده، تکرار می‌شود و بیشتر هم خواهد شد. به نظرم این وضعیت اصلاً به صلاح آیندۀ این مملکت و کسانی که در آن زندگی می‌کنند نیست و راه غلطی است. راه غلط را باید، هم تصحیح کرد و هم کاملاً تغییر داد و این شدنی است.»

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

در ادامه فرزاد مؤتمن هم مشکلات سینما را از آنجایی می‌داند که «همیشه به نحوی می‌خواستند سینما را کنترل کنند، در نتیجه تعدادِ معدودی فیلمساز، همیشه مورد حمایت بودند و اکثریت فیلمسازان تقریباً باید با بدختی فیلم می‌ساختند.»

او معتقد است: «این پروسه از سال ۱۳۸۶ به بعد شدیدتر شده و سیاستی برای حذف فیلمسازها و خانه‌نشین کردن آن‌ها به وجود آمد و شرایط را بحرانی‌تر کرد. بعد از آن، مسئلۀ وی‌اودی‌ها پیش آمد که از همان ابتدا واضح بود به سینما کمکی نخواهد کرد و اتفاقا به دشمن سینما تبدیل می‌شود چون اینطور می‌خواستند.»

کارگردان «شب‌های روشن» می‌گوید: «الان ۱۰ سالی است که یک بحران عجیبِ تولید در سینما داریم. این در شرایطی است که بخصوص در پنج سال گذشته با بحران‌های اجتماعی و سیاسی درگیر بودیم و با اتفاق‌های اخیر مثل حملۀ نظامی به کشور از طرف امریکا و اسرائیل، با بحران‌های سیاسی و اجتماعی دیگری هم روبرو شده‌ایم که مسائل سینما را دشوارتر می‌کنند. از آنجایی که چه بخواهیم و چه نخواهیم بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌ها توسط مسئولین گرفته می‌شود به نظرم الان این مسئولان سازمان سینمایی هستند که باید در سیاست‌هایی که تا به حال داشتند تجدیدنظر اساسی کنند و اجازه دهند سینمای ما دوباره روی پای خود بایستد، چون الان تقریباً رو به مرگ هستیم و تنها چیزی که می‌تواند نجاتمان دهد ساخته شدن فیلم‌هایی است که بتواند اعتماد مردم را دوباره به دست آورد و این کسب اعتماد از طریق فیلم‌های سفارشی به دست نمی‌آید.»

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

همچنین ابوالحسن داودی، بحث خود را درباره شرایط سینما این طور تشریح می‌کند: «مدیریت دولتی تجربه‌های متعددی را در این چند دهه در سینما انجام داده که تقریباً در اکثریت قریب به اتفاقِ موارد، حتی از تجربه‌های خودش هم درسی نگرفته‌ است. مثلا آن‌ها تجربه کردند که سینما می‌تواند به عنوان یک ابزار در دست حاکمیت باشد تا تصویر مدنظر خود را از جامعه نمایان کند اما این طبعا نمی‌تواند به یک تریبون تبدیل شود تا مثل تریبونِ سخنرانی هرچه دولت یا حاکمیت بخواهد را در فیلم و سینما بیاورند، ولی آوردند و این خواستِ خود را جاری کردند. نتیجه این شده که اگرچه سینما توانسته در دوره‌هایی وجه مستقل‌تری را از خود نشان دهد ولی دوره‌هایی هم بوده‌اند که شرایط به جوک تبدیل شد به طوری که دفترچه‌ای تدوین کردند برای اینکه به ما بگویند کلوزاپ و لانگ‌شات چطور باشد، یا یک شورا برای فیلمنامه درست کردند، یک شورا برای پروانه ساخت و یک شورای دیگر هم برای تطبیق فیلمنامه با فیلم که به نظرم از ابلهانه‌ترین کارهایی بوده که فقط در سینمای ایران نمونه آن را می‌توانیم ببینیم.»

او معتقد است: «در سینمای صنعتی معمولاً سه قدرت تعیین‌کننده هستند؛ قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. وقتی قدرت‌های سیاسی و اقتصادی با هم عجین می‌شوند و قدرت فرهنگی را تحت سلطه خود قرار می‌دهند آن زمان است که بدبختی سینما شروع می‌شود چرا که در این شرایط سینما به ابزاری در دست آن‌ها تبدیل می‌شود. الان بیش از دو دهه است که این اتفاق در سینمای ایران افتاده و تصمیم‌گیری‌هایی که در مدیریت، بخصوص در بخش دولتی شکل گرفته -حالا خواسته یا ناخواسته- بیشتر بر مبنای دامن زدن به این قضیه بوده است.»

کارگردان «زادبوم» و «هزارپا» می‌گوید: «در صورت ادامه این روند شرایط از این بدتر خواهد بود ‌چون مهم‌ترین چیزی که الان در جامعۀ ما به وجود آمده و و تأثیر آن را به اجبار در تصمیم‌گیری‌های سیاسی هم می‌بینیم، نیاز به تغییری است که جامعه خواستار آن است ولی بحث تغییر از نظر حکومت به یک شعار ضد دولتی و ضد حکومتی تبدیل شده بود در حالی که معنای تغییر این نیست. تغییر یعنی اینکه جامعه را بر اساس مواردی که ممکن است ژئوپلیتیک منطقه یا جهان باشد یا تغییراتی که عیان شده بپذیریم. قبلاً می‌گفتیم امکان ندارد که برای خاورمیانه چنین تصوری داشته باشیم ولی الان چیزهایی اتفاق می‌افتد که ۱۰ سال قبل حتی در مخیله‌مان هم نمی‌گنجید که نه فقط در چشم‌انداز، بلکه در تجربۀ مستقیم ما قرار گیرد. این تغییرِ رفتار باید در همۀ مراحل اتفاق بیفتد.»

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

داودی تنها سناریویی که به نظر او می‌تواند مؤثر باشد را اینگونه توضیح می‌دهد: «باید چشم اندازی برای سینما داشته باشیم که در آن نه تنها مدیریت دولتی به نیاز به تغییر و استقلال در سینما برسد بلکه خودش هم در آن مشارکت کند. در حال حاضر شرایط ژئوپلیتیکِ پیش آمده در جامعه، بسیاری از نیازهای آیندۀ حکومت را برطرف می‌کند چون این حکومت جز اینکه بتواند با مردم رفاقت کند، ارتباط برقرار کند و اعتماد آن‌ها را جلب کند امکان بقا ندارد. این را به صراحت می‌گویم چون یک امر جامعه‌شناختی است و نه یک نظریه‌ براندازانه. در شرایطی که ما الان در آن قرار داریم،  حاکمیت باید این ارتباط و اعتمادسازی را با بدنه جامعه برقرار کند. در چند دهه اخیر یک اتفاق در سیاست افتاد که عارضه و بحران آن به سینما هم رسید و آن هم سیاستِ حذف طبقۀ متوسط بود که اتفاقا بخش عمدۀ ارتباط سینما با طبقۀ متوسط است؛ طبقه‌ای که سازندۀ استقلال سینماست.»

او با تاکید بر مشارکت سینماگران، دولت و حاکمیت می‌گوید: «هر فرض دیگری غیر از این به نظرم محکوم به شکست و به اضمحلال بردن سینماست؛ یعنی سینما حذف نمی‌شود، باقی می‌ماند اما فقط یک لاشه از آن باقی می‌ماند و این لاشه نه به درد دولت و حاکمیت می‌خورد و نه به درد اهل سینما. این مشارکت و برقراری ارتباط همان چیزی است که به نظرم به جِد باید برایش تلاش کنیم چون هیچ راه دیگری نیست و تنها راهی است که می‌شود یک جراحی درست روی سرطانی که سینمای ایران را گرفته انجام داد تا حیات دوباره‌ای به آن بدهیم.»

۲۴۲۲۴۳

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشدار بنزینی پزشکیان؛ سیگنال جدید برای دلار و طلا؟
اقتصاد پولی مالی7 دقیقه پیش

هشدار بنزینی پزشکیان؛ سیگنال جدید برای دلار و طلا؟

تکنولوژی1 ساعت پیش

مدیر فناوری متا: دنبال مرخصی نباشید، از هوش مصنوعی برای خلق محصولات بیشتر استفاده کنید

تکنولوژی1 ساعت پیش

هوش مصنوعی می‌تواند پدیده‌ای تخیلی را به عنوان کشف علمی جا بزند

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند
سینمای ایران و جهان1 ساعت پیش

نگذاریم از سینما لاشه باقی بماند

روایت یک زن ۷۶ ساله کوهنورد؛ مادر کوهستان کیست؟
سینمای ایران و جهان1 ساعت پیش

روایت یک زن ۷۶ ساله کوهنورد؛ مادر کوهستان کیست؟

سینماها آخر هفته تعطیل است
سینمای ایران و جهان1 ساعت پیش

سینماها آخر هفته تعطیل است

اجرای عملیات بهسازی و روکش آسفالت در ۱۶۸ کیلومتر از محورهای مواصلاتی سیستان و بلوچستان
ساختمان و معماری2 ساعت پیش

اجرای عملیات بهسازی و روکش آسفالت در ۱۶۸ کیلومتر از محورهای مواصلاتی سیستان و بلوچستان

جابه‌جایی ۷.۴ میلیون تن کالا در مازندران/ ثبت ۵۸۳ هزار سفر باری
ساختمان و معماری2 ساعت پیش

جابه‌جایی ۷.۴ میلیون تن کالا در مازندران/ ثبت ۵۸۳ هزار سفر باری

اجرای عملیات ایمن‌سازی محور زیاران–طالقان–ابراهیم‌آباد در شهرستان آبیک
ساختمان و معماری2 ساعت پیش

اجرای عملیات ایمن‌سازی محور زیاران–طالقان–ابراهیم‌آباد در شهرستان آبیک

تداوم عملیات چهارخطه کردن ۱۵ کیلومتر از محور اسدآباد – داشبلاغ
ساختمان و معماری2 ساعت پیش

تداوم عملیات چهارخطه کردن ۱۵ کیلومتر از محور اسدآباد – داشبلاغ

جدیدترین اخبار پربحث

خبر مهم اخیر

«مجله فان فارسی» از سال ۱۳۹۰ مجله‌ای در حوزه سرگرمی، سبک زندگی، سفر و فرهنگ روزمره است که با انتشار محتوای جذاب و الهام‌بخش، تجربه‌های زندگی شهری، تفریح، هنر و لحظه‌های خوش را برای مخاطبان روایت می‌کند. کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب "فان فارسی" تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.