این کنسرت در شرایطی در حال برگزاری است که تهران هنوز تحت تأثیر تبعات جنگ و آتشبسی با فضایی ملتهب قرار دارد. در چنین فضایی، بازگشت اجراهای زنده را میتوان نشانهای از تلاش برای احیای جریان زندگی فرهنگی و هنری در شهر دانست؛ تلاشی که بیش از هر چیز با نیاز جامعه به بازسازی روحیه جمعی گره خورده است.
استقبال قابل توجه از این اجرا که روزانه در دو سانس و با حضور حدود ۸۰۰ نفر در هر روز برگزار میشود نشان میدهد مخاطبان بیش از گذشته به تجربههای جمعی و زنده نیاز دارند. فضای کنسرت بهویژه در لحظات همخوانی گسترده مخاطبان از یک اجرای معمولی فاصله گرفته و به صحنهای از همدلی تبدیل میشود. فضایی که در آن موسیقی نقش یک واسطه اجتماعی برای بازسازی ارتباطات انسانی را ایفا میکند.
نکته قابل توجه دیگر انتخاب فضای تئاتری برای این اجراست که به دلیل نزدیکی بیشتر مخاطب و هنرمند، تجربهای متفاوت از یک کنسرت معمولی ایجاد کرده و به شکلگیری ارتباط مستقیمتر میان صحنه و سالن کمک کرده است.
در چنین شرایطی موسیقی تنها یک هنر برای سرگرمی نیست، بلکه کارکردی روانی و اجتماعی نیز پیدا میکند و به ابزاری برای کاهش فشارهای ناشی از بحرانهای اخیر و فرصتی برای بازسازی حس تعلق و همبستگی جمعی تبدیل میشود. بسیاری از مخاطبان تجربه حضور در چنین اجراهایی را نوعی بازگشت موقت به زندگی عادی و فاصله گرفتن از فضای پرتنش روزهای گذشته توصیف میکنند.
با این حال برگزاری این کنسرت در فضای عمومی بدون حاشیه نبوده است. در روزهای اخیر همزمان با آغاز اجراها بخشی از واکنشها در فضای مجازی و برخی محافل غیررسمی به شکل انتقادهای تند و حتی توهینآمیز نسبت به برگزارکنندگان و عوامل این پروژه مطرح شده است. این واکنشها متوجه کینگ رام و همچنین سجاد افشاریان، تهیهکننده این برنامه، بوده است.
در مقابل گروهی دیگر این پروژه را در امتداد تلاشهای فرهنگی برای بازگرداندن جریان هنر زنده به جامعه ارزیابی میکنند. در این نگاه برگزاری چنین رویدادهایی حتی در شرایط پرتنش اجتماعی بهعنوان نوعی پافشاری بر ادامه حیات فرهنگی و ایجاد روزنههای امید در جامعه تعبیر میشود.
سجاد افشاریان در سالهای اخیر بهواسطه فعالیتهای تئاتری و اجتماعی خود شناخته شده و در مقاطع مختلف حضور او در پروژههای فرهنگی با رویکرد اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
از جمله در جنگ ۱۲ روزه، اخیر اقداماتی مانند باز بودن فضای کافهاش برای شهروندان و حضور در فعالیتهای حمایتی فرهنگی، در کنار پروژههایی مانند اجرای «جان بیقرار» پس از آتشبس در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر از جمله مواردی است که در فضای عمومی درباره او مطرح شده است. در آن اجرا نیز هزاران نفر به صورت رایگان در سالن حضور پیدا کردند و تجربهای جمعی از بازگشت هنر زنده شکل گرفت.
در همین چارچوب همکاری او با کینگرام نیز ادامه همان مسیر مشترک هنری تلقی میشود. کینگرام که پیشتر تجربه همکاری در پروژههایی مانند «ایران–استرالیا»، «صد سال پیش از تنهایی ما» و پروژه بینرشتهای «اسکارلت دهه شصت» را با افشاریان داشته، اکنون جدیدترین تجربه تهیهکنندگی کنسرت خود را نیز با همین پروژه آغاز کرده است.
از سوی دیگر رامین سیدامامی که فعالیت حرفهای خود را با گروه زیرزمینی «هایپرنوا» آغاز کرده و پس از مهاجرت به نیویورک مسیر مستقل خود را با نام «کینگ رام» ادامه داده، پس از حدود هشت سال دوری به ایران بازگشته است. بازگشتی که برای بخشی از مخاطبان صرفاً یک اتفاق هنری نیست، بلکه بهعنوان بازگشت نوعی تجربه موسیقایی متفاوت به فضای رسمی کشور نیز تعبیر میشود.
همزمانی این اجرا با شرایط آتشبس نیز به آن بُعدی نمادین داده است؛ بهگونهای که برخی آن را نشانهای از حرکت تدریجی جامعه به سمت ثبات و بازسازی فضای عمومی میدانند.
در نهایت فارغ از حواشی و واکنشهای موافق و مخالف، اهمیت این کنسرت بیش از هر چیز در تأثیری است که بر مخاطبان گذاشته است؛ مخاطبانی که در روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگری به تجربههای جمعی، حس همدلی و لحظاتی برای فاصله گرفتن از فشارهای روانی نیاز دارند.
در چنین شرایطی کنسرت کینگ رام را میتوان یکی از نشانههای بازگشت تدریجی نبض فرهنگی به تهران دانست. نبضی که تداوم آن برای حفظ پویایی اجتماعی و روحیه جمعی اهمیتی اساسی دارد.
*روزنامهنگار فرهنگی
۲۴۲۲۴۲

جدیدترین اخبار پربحث