«رضا برجی» مستند ساز و عکاس پیشکسوت جنگ های معاصر در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس، با انتقاد از عملکرد مدیران سینمایی و رسانه ملی در زمینه ثبت روایت دست اول از جنگ رمضان و ساخت مستند در مورد این سوژه اظهار داشت: به نظر من، تلویزیون، بخش سینمایی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در این ماجرا خوب عمل نکردند و حتی بعضی جاها نتیجه کارشان برعکس چیزی شد که انتظار میرفت.
وی افزود: متأسفانه در جنگ رمضان، اصلاً سراغ ما نیامدند. نه اینکه انتظار داشته باشم از خود من دعوت کنند، اما وقتی میدیدم مسیر اشتباهی را میروند، ناراحت میشدم. به نظر من، کاری که به اسم تولیدات جنگی انجام شد، در بعضی موارد نتیجه معکوس داشت و حتی ضد جنگ بود. بعضی از این کارها بیشتر شبیه یک کار کمیک بود تا یک اثر جنگی.
کارگردان مستند «سال های گلوله و زنبق» تصریح نمود: اگر مدیریت مستند بودجه زیادی هم نداشت، باز میشد این کار را انجام داد. کافی بود ۲۰ گروه فیلمبرداری در ۲۰ نقطه تهران مستقر شوند؛ هر گروه شامل یک فیلمبردار، یک عکاس و یک موتورسوار. هر جا اتفاقی میافتاد، سریع به همان نقطه اعزام میشدند و تصاویر را ثبت میکردند. این شبکه را میشد ظرف دو سه روز راهاندازی کرد.
کارگردان مستندهای «سواحل اشک و زیتون» و «مادران صربرنیتسا» در مورد تجربه مستندسازی خود از جنگ سی و سه روزه و جنگ بوسنی بیان کرد: به نظر من، حداقل کاری که باید انجام میدادند این بود که همان روزهای اول جنگ، بچههای مستندساز را دور هم جمع میکردند و همان کاری را که در جنگ ۳۳ روزه انجام داده بودیم، این بار در تهران اجرا میکردند.
او ادامه داد: خود حاج قاسم و سید حسن همیشه تأکید میکردند که یکی از نقاط قوت جنگ ۳۳ روزه، پوشش تصویری آن بود. تصاویر هم روایت جنگ را منتقل میکردند، هم به مردم روحیه میدادند. آن زمان من طرحی داده بودم که مثلاً تهران به ۱۰ منطقه تقسیم شود و در هر منطقهای که احتمال بمباران بیشتر بود، دو یا سه موتورسوار مستقر باشند.
وی افزود: به یکی از موتورسوارها یک دوربین آویزان کرده بودیم که در مسیر مدام عکاسی میکرد و پشت سرش هم یک فیلمبردار حرکت میکرد. وقتی به محل حادثه میرسیدند، فیلمبردار با دوربین دوم که لنز واید داشت، شروع به تصویربرداری میکرد. این شیوه واقعاً جواب داد و عملکردش بسیار خوب بود. این طرح را به درخواست حاج قاسم اجرا کردم؛ تجربهای که حاصل سالها کار شخصی من بود و اولین بار تقریباً در بوسنی و بعد هم در جنگ قرهباغ از آن استفاده کرده بودم.
برجی با بیان این مطلب که من بیش از ۴۵ سال است در سینما کار میکنم. اعتقادم این است که در چنین شرایطی باید از آدمهایی استفاده میکردیم که مردم آنها را به عنوان تحلیلگر قبول دارند؛ اظهار داشت: اما عملاً سه جوان کارشناس که کسی آنها را نمیشناخت برای تحلیل در تلویزیون گذاشته بودند که حدود ۴۰ شب پشت سر هم تحلیل ارائه کنند. نمیخواهم کار این جوانان را تخریب کنم اما میشد با هر یک از این کارشناسان، ۳۰ گروه مختلف تشکیل داد و از کارشناسان حوزههای مختلف، از سینما و رسانه گرفته تا اقتصاد و مسائل اجتماعی، استفاده کرد.
کارگردان مستند «عراق، سرزمین جنگ ها» با اشاره به اهمیت روایت در جنگ، تصریح نمود: واقعیت این است که اگر ما روایت خودمان را ارائه نکنیم، دشمن روایت خودش را به افکار عمومی تحمیل میکند. نمونهاش همان ماجرای انتقال خلبان در اصفهان بود که بعدها مشخص شد اصل ماجرا چیز دیگری بوده است. به نظر من، خطر از دست رفتن روایت بسیار جدی است و متأسفانه ما در این «جنگ رمضان» روایت مؤثر و منسجمی ارائه نکردیم.
این مستندساز با انتقاد از عملکرد رسانه ای و فرهنگی در تجمعات شبانه توسط مدیران فرهنگی، بیان کرد: هیچ یک از مدیران حتی سراغ خیلی از بچههایی که سالها در این حوزه زحمت کشیده و تجربه داشتند هم نرفتند. بعد هم دیدیم برای اینکه بعضی از سلبریتیها فقط چند ساعت در یک برنامه حضور پیدا کنند، ۳۰۰میلیون پول پرداخت شد.
«رضا برجی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: علی رغم این همه خرج بی حساب و کتاب که هیچ تاثیری نداشت بهتر بود میگفتند مردم خودشان پای کار بیایند. همین هیئتهای مذهبی که هر سال برنامههای محرم را برگزار میکنند، میتوانستند این کار را هم مدیریت کنند.

جدیدترین اخبار پربحث