فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «سرو، سپید، سرخ» که این شبها روی آنتن شبکه یک قرار دارد، نخستین مجموعه نمایشی تلویزیونی درباره جنگ رمضان است که در ساختار، سرعت و عمق روایت، تجربهای بیسابقه ارائه میکند. معمولاً تولید یک سریال شامل مراحل طولانی پیشتولید طراحی قصه، نگارش فیلمنامه، انتخاب لوکیشن، انعقاد قراردادها و جمعآوری امکانات میشود و ماهها طول میکشد، اما در مورد «سرو، سپید، سرخ»، این فرآیند تنها در چند روز انجام شد.
در همان روزهای نخست، فهرستی بلندبالا از فیلمسازان و نویسندگان اعلام آمادگی کردند و بدون هیچگونه چک و چانه بر سر دستمزد، امکانات یا تجهیزات اولیه، با ایدهها و فیلمنامههای خود پای کار آمدند. این حضور جمعی و تعهد ملی، امکان طراحی اولین سریال جنگ رمضان را با سرعتی استثنایی فراهم کرد، به طوری که در نیمههای جنگ، چند اپیزود از مجموعه وارد مرحله تصویربرداری شد.
آنچه این تولید را منحصر به فرد میکند، نه فقط سرعت بلکه شرایط سخت اجرای کار است. کارگردانان، بازیگران و عوامل تولید در شهرهای مختلف، بهویژه پایتخت تحت موشکباران، با تمام دشواریها به ضبط سریال پرداختند و در همان روزهای پرتنش، کار را به پایان رساندند. فهرست عوامل شامل نامهای سرشناسی همچون بابک خواجهپاشا، لیلی عاج و محمود کریمی است که با ترکیب تجربه و نوآوری فیلمسازان جوان، به اپیزودها عمق و لایههای متفاوت بخشیدهاند. این تنوع نگاه باعث شده است «سرو، سپید، سرخ» از یکنواختی و یکسوگرایی دور بماند و با قطعات رنگارنگ خود، تصویری موزاییکی و جامع از جنگ ارائه کند.
سرعت تولید نیز درخور توجه است: برخی اپیزودها تنها در 3 تا 4 روز ضبط شدند، در حالی که معمولاً تصویربرداری یک اپیزود 45 دقیقهای، روزانه 5 تا 6 دقیقه و در مجموع 8 تا 9 روز طول میکشد. این فشردگی نه تنها ناشی از تصمیم مدیریتی، بلکه جلوهای از تعهد جمعی تمامی عوامل تهیهکننده، فنی، هنری و خلاق است که میتوان آن را مصداق بارز کار جهادی دانست.
اهمیت استراتژیک این سرعت در روایت جنگ رمضان نیز قابل توجه است؛ زیرا روایت نخست از هر رویداد، امکان تثبیت آن در اذهان را فراهم میکند و «سرو، سپید، سرخ» توانست پیش از تثبیت روایتهای خارجی، دلاوریها، همدلیها، تردیدها و حتی ترسهای ایرانیان را ثبت کند. این مجموعه تلاش میکند خلاهایی را که در روایتهای گذشته مشاهده شده بود، پر کند؛ به ویژه اینکه در بزنگاههای تاریخی مثل تسخیر لانه جاسوسی، روایت غالب خارجیها توانست جای روایت ملی را بگیرد.
ساخت سریال در دل جنگ و التهاب چگونه میتواند موفق باشد؟
از سوی دیگر، این سریال تازهترین نمونه همکاری موثر بین سه نهاد تولید محتوای تصویری کشور است: سازمان هنری رسانهای اوج، موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی و مرکز سیمافیلم. در حالی که همیشه از تفاوت رویکرد و رقابت میان این ارگانها سخن گفته میشود، «سرو، سپید، سرخ» نشان داد که وقتی موضوع دفاع از ایران باشد، همافزایی ممکن است و پروژهای سریع، منسجم و جهادی را به نتیجه میرساند.
نکته جالب دیگر این است که کمتر از دو هفته پس از آتشبس، نیمی از سریال روی آنتن رفت؛ تجربهای کمنظیر از همت جمعی هنرمندان ایرانی در ثبت «بعثت مردم ایران» در دفاع از کشور. این پروژه نشان داد که هنرمندان نیز همچون مردم، میتوانند مبعوث شوند و با هنر خود، جهاد و تعهد ملی را به تصویر بکشند.
«سرو، سپید، سرخ» در نهایت نه تنها یک اثر نمایشی درباره جنگ است، بلکه سندی تاریخی و انسانی است که روایت نخست و چندصدایی ایرانیان در میدان جنگ رمضان را تثبیت میکند؛ تجربهای که ترکیبی از سرعت، تعهد جمعی و همافزایی نهادی است و الگویی برای تولیدات آینده هنر ملی ایران ارائه میکند.
انتهای پیام/
جدیدترین اخبار پربحث